حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
178
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
محراب مسجد كوفه است و بنياد آن را محكم كرد و خزانه را در آن جاى داد و يك طرف آن سكنى گزيد ، اتفاقا به خزانه نقب زده ، مال آن را به يغما بردند ، سعد ، ماجرا را به عمر نوشت و او را از موقعيّت خانه و خزانه نسبت به صحن آگاه كرد . عمر نوشت : مسجد را به جاى ديگرى منتقل كن تا مجاور خانه باشد و خانه روبهروى مسجد واقع شود زيرا شب و روز در مسجد كسانى هستند و مال خويش را حفظ مىكنند . سعد ، مسجد را جابهجا كرد و خواست بنياد نهد ، دهقانى از اهالى همدان به نام روزبه ، پسر بزرگمهر گفت : من مسجد و قصر را مىسازم و آن دو را به هم متصل مىكنم ، تا يك بنا باشد ، و قصر كوفه را طبق طرح موجود طرحريزى كرد و آن را در مساحت فعلى از آجرهاى قصرى كه خسروان در حيره داشتند ، ساخت ولى سعد اجازه ادامه كار به او نداد و مسجد را در مقابل خزانههاى قصر ساخت و تا انتهاى قصر وسعت داد كه سمت راست آن به سوى قبله بود و آن گاه از سمت راست خزانه تا انتهاى صحن حضرت على ( ع ) آن را امتداد بخشيد تا قبلهء مسجد به سوى صحن و سمت راست قصر باشد . بناى مسجد بر ستونهاى مرمرينى بىكناره كه خسرو در كليساها به كار برده بود ، استوار شد بر اين وضعيت بود تا اين كه در روزگار معاوية بن ابى سفيان به دست زياد به صورت كنونى ساخته شد . هنگامى كه زياد مىخواست مسجد را بنياد نهد ، تنى چند از بنايان روزگار جاهليت را فرا خواند و محل و مساحت مسجد و مقدار ارتفاع آن را كه در نظر داشت ، براى آنها توضيح داد و گفت : ارتفاعى مورد نظر من است ولى نمىتوانم آن را توصيف كنم . يكى از بنايان گفت : اين كار به وسيله ستونهايى ميسر است كه بايد از كوههاى اهواز آورده ، درونش سوراخ شود و با سرب و ميلههاى آهن ، آن را پر كنند و آن گاه آن را سى ذراع در آسمان بالا ببرى سپس سقف بزنى و كنارهها و دنبالههايى براى آن بسازى تا محكمتر شود . زياد گفت : اين وصف در ذهنم بود اما نمىتوانستم آن را بيان كنم . سعد در قصر را بست ، و بازارها در برابر وى و در محل قصر ساخته مىشد و سر و صداى بازاريان مانع گفتگوى سعد مىشد . وقتى قصر را بنا كرد ، مردم سخنانى به وى نسبت دادند كه نگفته بود ، آنان گفتند كه سعد گفته است : اين سر و صداها را خاموش كنيد ، اين سخن به عمر رسيد و شنيد كه مردم ، آن قصر را قصر سعد مىنامند . لذا محمد