حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
154
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
سعد به كويفه بن عمر رفت مشاهده كرد كه آب آن را در بر گرفته ، لذا از آنجا خارج شد و تا ظهر به محل كوفه امروزى رسيد و اين سرزمين « خدا العذراء » ناميده مىشد و سنبل وحشى ، بابونه ، انواع گياهان خوشبو ، نوعى از بومادران و گل لاله در آن مىروييد ، سپس بناى آن را طرحريزى كرد . پيرمردى از كوفيان برايم روايت كرد : ميان كوفه و حيره سرزمينى بود كه ملطاط ناميده مىشد . وى افزود : خانهء عبد الملك بن عمير مهمانسرا بود زيرا عمر دستور داده بود تا خانهاى را براى پذيرايى كسانى كه از راههاى دور مىآيند ، آماده كند و مهمانها در آنجا مسكن مىگزيدند ، وى مىگويد : سعد بن ابى وقاص ، درى از چوب ساخت و براى قصرش نيز سايبانى از نى بنا كرد ، عمر بن خطاب محمد بن مسلمه انصارى را فرستاد تا درونى را به آتش بكشد ، سپس سعد در مسجد كوفه بر منبر رفت و در اين باره جز خير و نيكى سخن نگفت . همچنين آن مرد گفت : در روز جنگ قادسيه ، چهار هزار نفر سرباز همراه رستم فرخزاد بود كه گارد شاهنشاه ناميده مىشدند ، آنها اجازه خواستند تا هر جا كه دوست داشتند فرود آيند و با هر كه خواستند ، هم پيمان شوند ، و سهمى از بيت المال براى آنها قرار دهند ، پس آنچه را خواستند ، دريافت كردند ، آنها با زهرة بن جويريه سعدى از بنى تميم هم پيمان شدند . سعد هر جايى را كه برگزيدند به آنها مسكن داد ، و سهم آنان از بيت المال را يك ميليون دينار قرار داد . آنها رئيسى داشتند كه به او ديلم مىگفتند . حمراء ديلم نيز گفته شده است . همچنين او گفت : قبرستان سبيع به فرزند سبيع بن سبع بن صعب همدانى منسوب است و صحراى بنى قرار به بنى قرار بن ثعلبة بن مالك بن حرب بن طريف بن نمر بن يقدم بن عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار نسبت داده شده است . او گفت : دار الروميين ، زبالهدان مردم كوفه بود كه زبالهها و كثافات در آن ريخته مىشد ، تا اين كه عنبسة بن سعيد بن عاصى از يزيد بن عبد الملك خواست تا آن را به او واگذار كند و يزيد دار الروميين را به وى واگذار كرد ، عنبسه نيز با صرف هزينهاى معادل يكصد هزار و پنجاه درهم خاك و زباله ، آن را به جاى ديگر منتقل كرد .