حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
143
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
ليحانى مىگويد : كوفان ، نام ديگر كوفه است كه در گذشته به آن ناميده مىشد . كسائى مىگويد : در گذشته به كوفه ، كوفان مىگفتند ؛ وى گفته است : كوفان به فتح خوانده مىشود و اين مطلب را از ابن عباد نقل كرده است كه مىگويد : در كلام عرب آمده است : آن شهر گوفان است ، چنان كه در آينده ذكر خواهد شد . به كوفه كوفة الجند هم مىگويند زيرا در دوران عثمان ، نقشههاى عرب در آن طرحريزى شد و در زمان عمر در عباب ، سائب بن اقرع بن عوف ثقفى طرح اين نقشهها را به عهده گرفت . و او همان كسى است كه با نعمان بن مقرن در فتح نهاوند حضور داشت . سپس حاكم اصفهان شد و همان جا درگذشت و هنوز نسل او در آنجا هستند . عبدة بن طبيب عبشمى چنين مىسرايد : آن زن مهاجرى كه در كوفة الجند ، خانه ساخت مهر و محبتش تأثير پيشامدهاى ناگوار قرار گرفت « 1 » . كوفه ؛ كوفان ناميده شد . و آن كوه كوچكى است كه آن را مسطح و سپس نقشهكشى كردند . اين نظريه ، بيشتر از لحيانى و كسايى نقل شد . يا كلمهء كوفه از كيف گرفته شده كه به معناى واگذارى است زيرا پرويز ، كوفه را به بهرام واگذار كرد و يا اين كه كوفه ، قسمتى از كشور است . اصل كوفه ، كيفه است و چون ياء ساكن و ماقبل آن مضموم بوده ، ياء به واو تبديل شده است . و يا اين كه كوفان از اين سخن عرب و كيف ، كوف مىشود برداشت شده كه گفتهاند : آن گروه در كوفان هستند ، به ضم و به فتح [ كاف ] كه فتح از ابن عباد و ضم از اموى نقل شده است . كوّفان با حركت و واو مشدّد به معناى عزت و مناعت است ، يا براى اين كه كوه « ساتيذما » مانند كاف آن را دربرگرفته است يا هنگامى كه سعد بن وقاص خواست كوفه را بنا كند ، هدفش ايجاد مقام و منزلتى براى مسلمانان بود و به آنها گفته در اين محل اجتماع كنيد « 2 » يا گفت : اين شنها را كنار بزنيد و بنشينيد ، اين سخن مفضل بود كه ابن سيده آن را نقل كرده است .
--> ( 1 ) - ان التي ضربت بيتا مهاجرة * بكوفة الجند غالت و دها غول ( 2 ) - سعد ، واژه تكوف را به كار برد و به آنها گفت : تكوّفوا في هذا المكان - م .