حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
133
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
مردم گناهى از او سراغ ندارند و هنگامى كه شخصى در خانهاش سخن مىگويد ، مىترسد كه ديوار عليه او شهادت دهد . در همين مأخذ ، امام صادق ( ع ) فرمود : گويا حضرت مهدى را در پشت نجف مىبينم ، هرگاه وى به پشت نجف برسد بر اسبى سياه و سفيد سوار است كه ميان دو چشمش نشانهاى وجود دارد ، سپس اسبش را به حركت در مىآورد و مردم تمام شهرها مىپندارند كه وى در شهر آنان است ، هنگامى كه پرچم رسول خدا ( ص ) به اهتزاز درآيد ، سيزده هزار ملك نزد وى فرود آمده ، منتظر ظهور قائم مىشوند و اين ملائكه عبارتند از : همراهان حضرت نوح ( ع ) در كشتى ، ياران حضرت ابراهيم ( ع ) در زمان افكندن وى در آتش و حواريون حضرت عيسى ( ع ) هنگام عروج وى ، چهار هزار ملك نشانهدار صف كشيده ، سيصد و سيزده ملك كه روز جنگ بدر فرود آمدند ، و چهار هزار ملك كه براى نبرد در كنار امام حسين ( ع ) به زمين آمدند ولى به آنان اجازه داده نشد و به آسمان بازگشتند و هنگامى كه به زمين فرود آمدند ، حضرت ( ع ) به شهادت رسيده بود . آنها با حالتى ژوليده و غبارآلود ، نزد مرقد امام حسين ( ع ) تا روز قيامت مىگريند ، و ميان آرامگاه او و آسمان ، محل آمد و شد ملائكه است . در همين كتاب ، امام صادق ( ع ) فرمود : هرگاه سفيانى با خبر شود كه حضرت مهدى ( عج ) از سوى كوفه مىآيد ، با سپاهش نزد وى مىرود تا امام را ملاقات كند ، پس از آن امام ( ع ) نزد آنها رفته مىفرمايد : پسر عمويم را نزد من آوريد ، آن گاه سفيانى به خدمت امام مىرسد و با ايشان بيعت مىكند سپس نزد سپاهش باز مىگردد ، آنها به وى مىگويند چه كردى ؟ مىگويد : اسلام اختيار كردم و از امام پيروى مىكنم . آنها به او مىگويند : تصميم بدى گرفتى ، در حالى كه ديگران از تو پيروى مىكنند ، تو خود پيرو ديگران شدى . سفيانى به سوى امام رفت ، تا شب با ايشان مىجنگد و فرداى آن روز ، جنگ را از سر مىگيرند ، و آن روز را هم به جنگ مىپردازند ، تا اين كه خداوند ، حضرت مهدى ( عج ) و يارانش را بر آنها مسلط مىكند و آن قدر مىجنگند تا سپاهيان سفيانى را نابود مىكنند ، به طورى كه اگر مردى در پناه درخت يا سنگى مخفى شود ، آن درخت و سنگ مىگويند : اى مؤمن ، مرد كافرى به من پناه آورده است ، او را بكش ، و درندگان از