حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
125
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
مىشوند و هفتاد هزار نفر را روى پل كوفه به قتل مىرسانند و مردم به سبب جارى شدن خون كشته شدگان و بوى تعفن اجساد به مدّت سه روز از رفتن به فرات خوددارى مىكنند ، و هفتاد هزار دختر باكره كه كسى دست و چهره آنها را نديده ، به اسارت مىروند و آنها را در محملها نهاده به ثويه يعنى غرى مىبرند . پس از آن ، يكصد هزار نفر مشرك و منافق از كوفه خارج شده ، به سوى دمشق حركت مىكنند ، بدون اين كه كسى از آنها جلوگيرى كند و آنجا همان شهر ارم « 1 » باشكوه است و پرچمهايى از خراسان بدون علامت كه از جنس پنبه ، كتان و ابريشم نيست از سوى مشرق مىآيند ، سر نيزههاى آنان مهر سيد اكبر ( پيامبر ) زده شده است و پيشواى آنها مردى از خاندان پيامبر است . اين پرچمها در شرق پديدار مىشود و رايحهء آن مانند مشك معطر به غرب مىدمد ، يك ماه پيش از آمدنشان بيم و ترس آنها همه جا در دل مردم جاى مىگيرد ، تا اين كه به خونخواهى پدران خود به كوفه مىآيند . در بحار الأنوار به نقل از تفسير ثعلبى و با ذكر سند از حذيفة بن يمان روايت كرده كه گفت : پيامبر فتنهاى را كه ميان مردم شرق و غرب به وقوع مىپيوندند ، يادآور شد ، و فرمود : بدين ترتيب سفيانى به سرعت از سرزمينى خشك و بىحاصل خروج مىكند تا اين كه در دمشق فرود مىآيد ، و دو سپاه را روانه مىكند ، سپاهى به سمت شرق و سپاهى به سوى مدينه ، تا از طريق شهر بغداد در سرزمين بابل فرود مىآيند و بيش از سه هزار نفر را مىكشند و بيش از يكصد زن را مورد تجاوز قرار مىدهند ، . . . سپس به كوفه هجوم آورده ، اطراف آن را ويران مىكنند . پس از آن به قصد تصاحب شام از كوفه خارج مىشوند و سپاه هدايت بخشى از كوفه خارج شده به تعقيب آنها پرداخته ، آنها را به هلاكت مىرساند و هيچ كس از آن معركه جان سالم به در نمىبرد ، و اسيران و غنيمتهايى را كه به دست آورده بودند آزاد مىكنند ، سپاه دوم به مدينه وارد شده ، سه شبانه روز به چپاول و غارت آن مىپردازند ، سپس به قصد مكه خارج مىشوند و زمانى كه به بيداء مىرسند ، خداوند جبرئيل را مىفرستد و به او مىفرمايد : برو و آنها را نابود كن ، جبرئيل
--> ( 1 ) - اين جمله به آيهء هفتم سوره فجر اشاره دارد ( ارم ذات العماد ) - م .