حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
12
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
غارتگرى كوفيان پس از واقعه عاشورا در كربلاست كه سپاه كوفه حتى لباسهاى شهداء كربلا را ربودند . 3 - برخورد غرورآميز و تمرد از حكام عادل : آنها در برخورد با حكام ، روحيه غرورآميزى داشتند ، لذا فرد پاك نهاد و صالحى همچون عمار ياسر را نپذيرفتند و در برابرش موضعگيرى كردند و با او همراه و همدل نشدند تا عمر او را عزل كرد و با حضرت على و امام حسن نيز آن گونه عمل كردند و در نتيجه افرادى با خدعه و نيرنگ و شيوههاى خشونتآميز و مستبدانه مانند مغيرة بن شعبه و زياد بن ابيه و عبيد اللّه بن زياد بر آنها تسلط يافتند . 4 - سستى عزم و اراده ، اين مردم براى حفظ منافع موجود يا بدست آوردن منافع بيشتر در حساسترين شرايط ، تعهدات و پيمانهاى استوار خود را نقض مىكردند از ترس اينكه مبادا منافعشان در معرض خطر قرار گيرد . به عبارت ديگر ، مردم كوفه به يك نويد تجمع مىكردند و به يك نهيب از هدفى كه داشتند روى برمىگردانيدند . از اينرو حضرت در نهج البلاغه « 1 » مىفرمايد : اى مردم كوفه ، من به سبب سه چيز كه در شما هست و دو چيز كه در شما نيست اندوهناكم اما آن سه چيزى كه در شماست با وجودى كه چشم داريد كور هستيد با اينكه گوش داريد كر هستيد و با اينكه سخن مىگوييد گنگ هستيد اما آن دو چيزى كه در شما نيست ، هنگام جنگ استوار و ثابت قدم نيستيد و در زمان بلا و گرفتارى قابل اعتماد نيستيد . سوگند به خدا شما را چنان مىبينم كه اگر جنگ سختى درگيرد و آتش آن شعلهور شود ، از پسر ابو طالب جدا خواهيد شد مانند زنى كه با وضع حمل از فرزندش جدا مىشود . پس از رحلت پيامبر اكرم ، مردم كوفه به سبب بيعت نكردن با على و عدم رعايت وصيت پيامبر ، بزرگترين بدعت را در جهان اسلام پديد آوردند كه زمينه بدعتگزارى و فرقهسازيهاى ديگر را فراهم آورد و در نتيجه همين مردم به وسيله بيعت كردن با يزيد پليد به عنوان جانشين معاويه سلطنت موروثى را نيز در جهان اسلام بنياد نهادند و با اين بدعت بزرگ امويان بيش از 70 سال و عباسيان بيش از 500 سال بر اين مبنا سلطنت كردند . مردم كوفه همواره با بى اعتنايى ، سستى ، نفاق ، دروغگويى ، بدعهدى ، دنيا طلبى باعث درد و رنج و تالم روحى و آزردگى امير مؤمنان و ائمه معصومين عليهم السلام و ياران با وفاى آنان بودند . مردم كوفه مردى به عظمت على را در حساسيترين شرايط يارى نكردند حتى وى را مورد تحقير و توهين قرار دادند ،
--> ( 1 ) - خطبه 96 نهج البلاغه .