حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
101
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
گناهم زياد شده . . . پس از آن از مسجد خارج شد . من به دنبال او رفتم و گفتم : اى مولاى من ! نام اين مسجد چيست ؟ گفت : آن مسجد زيد بن صوحان از ياران على بن ابى طالب ( ع ) ، است و اين دعا و نيايش حضرت بود ، آن گاه از نظر ما ناپديد شد ؛ دوستم گفت : او حضرت خضر ( ع ) بود . يكى ديگر از آن مساجد ، مسجد حنانه است ، ابن طاووس در فرحة الغرى گويد : اين روايت را در مناقب ابن شهر آشوب ديدم و پدرم ( قدس سره ) اجازهء روايت آن را به من داد . وى به نقل از شمس الدين فخار گفت : ابن مسكان دربارهء ستونى خميده در راه نجف و كوفه از امام صادق ( ع ) سؤال كرد . وى فرمود : بله ، هنگامى كه مردم همراه تابوت امير مؤمنان على ( ع ) از كنار ستون عبور مىكردند اين ستون بر اثر غم و اندوه آن حضرت ( ع ) خم شد . در امالى شيخ به نقل از محمد بن احمد بن حسن بن شاذان از ابراهيم بن محمد مذارى از محمد بن جعفر از محمد بن عيسى از يونس از ابن مسكان از جعفر بن محمد ( ع ) روايت كرده كه گويد : دربارهء ستونى در راه نجف از حضرت سؤال كردم ، فرمود : بله ، هنگامى كه مردم همراه تابوت امير مؤمنان على ( ع ) از كنار ستون عبور كردند اين ستون بر اثر غم و اندوه آن حضرت ( ع ) خم شد ، چنان كه وقتى عبد المطلب از كنار جنازهء ابرهه عبور كرد ، بر روى او خم شد . مجلسى اين حديث را نقل كرده و گفته است : به دستخط شيخ محمد بن على جباعى ، روايتى را از نوشتهء شهيد ( قدس سره ) ديدم ، و شايد محل آن ستون ، مسجدى است كه اكنون به مسجد حنانه شهرت دارد و نزديك نجف است و مردم در آن نماز مىخوانند . مجلسى دربارهء محمد بن احمد بن حسن بن شاذان از على بن محمد قلانسى از حمزة بن قاسم از سعد بن عبد اللّه از محمد بن حسين از ابن ابى عمير از مفضل روايت كرده كه گفت : مولاى ما ، امام جعفر صادق ( ع ) ، از كنار آن ستون در راه نجف عبور كرد و كنار آن دو ركعت نماز خواند . به حضرت عرض شد : اين چه نمازى بود ؟ فرمود : اين جا محلى است كه سر جدّم حسين را گذاشتند . مجلسى مىگويد : مؤلف مزار كبير زيارتنامهء مختصرى براى امام حسين ( ع ) ذكر كرده