عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

52

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

معهود به افروختن آتش اعلام و معلوم داشته بارسال و مرسول كمك و نصير و ناصر و منصور شوند . [ 48 پ ] خلاصه ميل كوه گله به جلگه و هموارى منتهى شود و اين سه چهار كوه كه از محوطهء مزرعهء والاشان و دشت قريهء جوشقان مذكور گشت كه اول آنها كوه دره ناران بود كه طرف شمالى آنها جلگه و هموارى بالاى سر قريهء خزاق است از دهنهء دربند رودخانهء درم كه اسم قديمش درام بوده الى در بند دهنهء گلهء استرك كه آب قريهء خزاق از آن ميآيد و چون كوه‌هاى اين رودخانه كه از قريهء رهق سراشيب شده بود بنهايت رسيد از كوه‌هاى قريهء ون كه در طرف شمال قريهء مزبوره و يك فرسخى آن است مينگارد : در بالاى سر قريهء ون كوهى است بسيار عظيم كه موسوم است به تخته ملا محمد - آنطرفش رودخانهء وسف است كه از متعلقات قم و اينطرفش خاك كاشان ، و كوه ولجه و اين متصل بكوه مزبور است ، و كوه كلمان ، و كوه وپش و اجو ، و كوه قلهء خدا ، و كوه سات ، و كوه بچه قوقو ، و كوه موينه و اين سه كوه از قريهء وادقان و در جهة شمال آن قريه واقعند . چون از قريهء ون سراشيب قريه بقريه كه درين رودخانه اتفاق افتاده الى دهنهء رودخانهء [ 49 ر ] درم اسامى كوهها شمرده مىشود وادقان زير قريهء ون بود در جهة اسفل قريهء سار است كوه سه كلفت و كوه زارشك . اين دو كوه نيز در طرف شمال قريهء مزبوره است و كوه قله سياه از مزرعهء جمال آباد است كه در زير سار است . از آنجا بقريهء قه مىآيد كوه دختران بكر و آن كوهى است كه گويند در زمان سلاطين ظلم و خلفاى جور كه قاطبهء سادات بنى فاطمه