عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

47

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

به فراز آن از اين جانب كه قريهء كله است ممكن نيست و تقريبا سى چهل ذرع به فراز آن از طرف طول صفهء سقف هموارى است قريب يكصد ذرع دهن آن و ده ذرع فرش انداز و عرض آن و پنج ذرع ارتفاع سقف آن و از [ 44 پ ] وسط سقفش آبى ظاهر و متقاطر است كه ازلا ابدا بيك نهج قطره قطره آبى سرد و صاف و گوارا چكه مىزند و در زير آن سنگ آبى است كه اين آب در او جمع شده شكار و حشرات آن كوه مشروب ميشوند . از نشيب آن صفه يك راهى است با كمال صعوبت كه عارجين مىآيند و تا مقامى كه محاذى آن و ده ذرع فاصله آنجا است به آن صفه و به احتياط تمام از گوشهء آن صفه داخل و و اصل ميشوند و در مقام مزبور نيز سوراخى است كه از بطن آن كوه آبى سرد و گوارا هميشه جارى است به قدر لولهء گلابدانى و در جلو آن گودال آبى است سرد و گوارا و يك درخت جوز و يكى بيد كهن در لب آن سبز شده و آن سوراخ را آبجه كهره گويند و چنان است كه هرگاه كسى سر درون آن سوراخ برده بصداى بلند طولانى ميگويد : « آبجه كهره‌هاى سه مهمان عزيزت بمده - به زبان رايجى « بمده » يعنى آمده - آب سرده » گويا كسى است كه خبر را ميشنود ، فورا جريان آن آب زياد مىشود و سه مساوى مىشود و [ 45 ر ] به قدر يك دقيقه مىآيد و فرو كش مينمايد . دو دفعه سر داخل كرده ميگويند : « آبجه كهره‌هاى مهمان عزيزت بمده آب سرده » نيز جريان آب مزبور زياد شود به دو مساوى و حكمت آن معلوم است . خلاصه گويند در قديم شخص كاملى جناب سرور اولياء على مرتضى عليه الاف التحية و الثنارا بعالم واقعه شبى در آن صفه زيارت نمود در حالتى كه عطش بر او غالب گشته ، آن حضرت باعصائى كه در دست مبارك