عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
44
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
است : كوه شير آئين و كوه مار آئين و كوه راجنك و كوه قلعه و كوه سنگر سرمال و كوه وائين و كوه دومير كه يك طرفش ييلاق مزوش است و بسيار كوه بزرگى از قراء خمسه است و طرف غربى آن كوه كوههاى مزرعهء مزوش و دردرات « 1 » متعلقه به قريتين قالهر و درب جوقا است . چون كوههاى مزوش و قالهر و درب جوقا اغلب بسيار مرتفع و مفصل است جهت شمالى آن قراء اردهار قم است از قبيل مشهد - غالى [ 42 پ ] شوران و كرمه و كلجار و غيره و طرف جنوبى آن ابتداى خاك آذران و ساير متعلقات قراى خمسه است و جهة غربى آن خاك نراق و گلپايگان است و اغلب اين كوهها از سر تا پا خاك بوم هستند و درههاى بيشمار دارند كه از اطراف سراشيب است و در اغلب درهها چشمههاى كوچك و مرغزار و زرشكستان و چمن است و هريك از آن چمنزارها را اهالى آن حدود دردر « 1 » گويند و دردرات جمع آنهاست و كوههاى آن حدود هريك موسوم به يكى از آن دردرات است : كوه درميشان و كوه دردربالا و كذلك دردر پائين و كوه دردر چال بال طاق ، و كوههاى آن حدود هريك موسوم بيكى از آن دردرات است . و در اطراف قريهء قالهر كوهى است موسوم به قلعهء حسن و او را كوهبل « 2 » نيز گوينده در آن كوه قلعه ايست كه او را ابو الحسين « 3 » بن ابى سهل ساخته . در جلو آن رودخانه ايست و گويند آن قلعه بسيار
--> ( 1 ) - اين اصطلاح در نسخه به كسر دالها ضبط شده است . در كاشان با تحقيقى كه شد معناى اين كلمه معلوم نگرديد . ( 2 ) - نگاه كنيد به تاريخ قم ( ص 73 ) كه از اين كوه و قلعه به صورت « ابل » ياد مىكند . ( 3 ) - اصل : ابو الحسن