عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

24

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

مزرعهء فتح آباد ، قريهء جوشقان ، مزرعهء حسين‌آباد ، مزرعهء عقيل آباد ، مزرعهء قاسم آباد ، مزرعهء مختص آباد ، مزرعهء كودنك ، قريهء استرك ، مزرعهء سراره . تا اين موضع [ 24 ر ] قراء مزبوره جزو سردسير و آن رودخانه از مشكه گله گذشته از دهنهء دربند كله خارج شده ابتداى جلگه در هموارى كاشان كه دو سه فرسخى شهرست در زير پاى قراء خزاق « 1 » و راوند و طاهر آباد پهن و منبسط گردد و آن سه قريهء مزبوره در دامنه و طسوج واقع و از جمله قراء معظمه و معتبرهء تيولى گرمسير كاشان است و الى دروازهء شهر سه فرسخ و دو فرسخ و نيم ايرانى است . خلاصه از قريهء مذكورهء رهق كه سرحد غربى كاشان است مايل به طرف شمال يك فرسخ است به قريهء ون و آن قريه ايست بسيار خوش آب و هوا و با روح و فضا ، و اعتدال هوايش به حدى است كه مردم آن قريه الى حال چندين نوبت ناخوشى و با به كاشان آمده و كل اهل بلده و بلوك را بعضى دون بعضى « 2 » گوشمال و گزند رسانده اصلا و قطعا و مطلقا به اين مرض مبتلى نگشته‌اند و مقرر است كه در هر سنه كه به حكم قضا [ 24 پ ] ناخوشى و با بحدود كاشان آيد لذا اهالى بلده و بلوك چندانكه توانند به اين قريه شتابند و مأمن جويند و هنوز احدى به فضل اللّه تعالى در آن قريه به اين مرض مريض نگشته است و آن از جمله قراء سردسير تيولى كاشان والى دروازهء شهر هشت فرسخ و نيم ايرانى است و از جهت اعلى منتهى مىشود بكوهى بزرگ كه از ملحقات كوه موسوم به قوقو

--> ( 1 ) - اصل : خراق ( 2 ) - اصل : دون و بعضى