عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
20
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
در آن موضع شهيد گشته مرقد مطهرش بر قلهء كوهى عظيم كه مشرف بر آن مزرعه است مىباشد . الغرض آن رودخانه در وسط دو رشته كوههاى قلهدار بسيار بزرگ كه اين طرف آن خاك كاشان و آن طرفش خاك قم است همهجا مشجر و آبش مىآيد وارد بند كوار شده و از نشيب آن بند مىآيد به قريهء لنجرود كه در قرب كاروانسرى منزل پاىسنگان و از توابع قم است بزرع و كشت و اشجار و باغات مصروف ميگردد . لهذا آن رودخانه به چندين اسم مرسوم است به اين ترتيب : رودخانهء و روى و رودخانهء وسف و رودخانهء ويدكان و رودخانهء [ 20 پ ] شاه اسمعيل و رودخانهء كوار و رودخانهء لنجرود ؛ و اين همه اسامى همان يك رودخانهء مخصوص است . و مخفى نماناد كه از آن كوه بزرگ كه مذكور گشت در بالاى سر قريهء رهق و مشتمل است بر درهها و ناوهاى بسيار هر سال هنگام بهار از بارش ابرهاى آزارى رودهاى آب سراشيب گشته از اطراف وارد شوند به يكديگر و سيلى عظيم از آن مسيل و رودخانه كه در وسط قريهء مزبوره گذشته همهجا مىآيد و از گله استرك گذشته وارد به جلگه و هموارى محوطهء كاشان منتشر و متفرق ميگردد و همهجا از قريهء رهق الى هموارى كاشان قراء و مزارعى چند در دو طرف آن رودخانه كه به قدر ميدانى جلگه و هموارى است واقع شده كه همه از جملهء سردسيرات خوش آبوهواى با روح كاشاناند . به همان نظم و ترتيب كه واقع شدهاند قطع نظر از چند مزرعهء [ 21 ر ] محقره كه از ملحقات آن قراء است به ترتيب مينگارد : قريهء رهق سرحد كاشان است ، يعنى از فراز كوه بالاسر آن كه مرتع آن قريه است الى كاشان ده فرسخ ايرانى است و از