عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

مقدمه 4

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

در زمان قاجاريه ، يعنى از اواخر سلطنت محمدشاه تا اواخر سلطنت ناصر الدين‌شاه ، توجه قابل ستايشى نسبت به امور تحقيق و تأليف بوجود آمد و كتابهائى بسيار مفيد تأليف و طبع شد كه مورد استفادهء بسيار امروز ماست يكى از كارهاى ارجمند و مفيد جمع‌آورى اطلاعات تاريخى و جغرافيايى نواحى مختلف مملكت است كه از زمان محمدشاه آغاز شد . نمونهء خوبى كه از آن كوشش وجود دارد رسالهء « احوال بنادر و خليج فارس » تأليف ميرزا ابراهيم نادرى است كه دو نسخه از آن در كتابخانهء مجلس در طهران و مجموعهء خصوصى آقاى جعفر سلطان القرائى در تبريز هست . اين كار سودمند در زمان ناصر الدين شاه دنباله يافت و به قصد تأليف « مرآه البلدان » جمع‌آورى اطلاعات و اخبار نواحى مختلف مملكت مورد وجوب قرار گرفت . درين كار در هر شهرى ، از مردى دانشمند و مطلع خواستند تا كتابى بپردازد . دو نمونهء برجسته و ممتاز آن‌كه اكنون در دست داريم عبارت است از « نصف جهان فى تعريف الاصفهان » تأليف محمد مهدى اصفهانى ( طبع دكتر منوچهر ستوده ، طهران 1340 ) و « مرآة القاسان » يعنى همين كتاب حاضر . چنان كه اشاره شد در اين كار مخصوصا مانكجى ليمجى زردشتى پارسى ، كه در عهد ناصر الدين شاه به ايران آمده بود و رياست دينى زردشتيان ايران را در عهده داشت ، امناى دولت را مروج و مشوق بود ( استورى در Persian Literature 1 : 350 ) . اعتماد السلطنه ( صنيع الدوله ) شوق مخصوص و وافرى به اين كار مهم داشت و توانست كه اطلاعات كثيرى از ولايات مختلف جمع‌آورى كند . مجموعهء قسمتى از آن اطلاعات كه در هشت جلد صحافى شده و مضبوط مانده چندى در كتابخانهء وزارت دارائى بود و اينك در كتابخانهء سلطنتى