عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
12
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
الغرض در جورهء بزرگ و كوچك مزبور چشمههاى متعدده و آبهاى قدرتى گوارا زايش كرده ضميمهء يكديگر شده گرداب عظيمى سراشيب همهجا مىآيد الى قمصر كه بهره مىشود [ 13 ر ] . نصف آن حق مالكين قمصر كه باغات و اشجار و زراعت خود را مشروب نمايند و نصف ديگرش تجاوز كرده بمزرعهء فرفاهان كه از ملحقات قمصر و در زير آنجا واقع است آمده وارد بندى كه از بناهاى قديم و چندى باير و خراب بوده و در سنهء يكهزار و دويست و هشتاد هجرى مجددا پيرايهء آبادى پوشيده ميگردد و در عرض سال از پشت آن بند كه موسوم است به بند قمصر رود از نهرى مخصوص در كمال طرفگى و تنقيح كه دو طرف آن مشجر است باشجار چنار و برگ ابريشم قريب پنج فرسخ به خط مستقيم طى مسافت كرده مىآيد بمزرعهء لتحر « 1 » كه از مزارع معتبر حومهء كاشان است به زرع و كشت و اشجار باغات مصروف ميگردد . خلاصه از قريهء قمصر مزبور مايل به سمت جنوب چهار فرسخ است به قريهء برزك كه سرحد كاشان است و در نقطهء جنوب و از جملهء قراء معظمهء معتبرهء سرد سير خوش آبوهوا و روح افزا و در وسط دو كوه عظيم واقع است و از طرف [ 13 پ ] اسفل و از راه منحنى متعارفى كه معبر سواره و پياده و محل احمال و اثقال است الى دروازهء كاشان هشت فرسخ ايرانى است و از راه غير معتاد كه حمل و نقل اثقال مشكل است شش فرسخ و از راه ديگرى كه در كمال صعوبت و سختى مخصوص عبور پياده است پنج فرسخ مىباشد و از جهة اعلى يك فرسخ الى ييلاق موسوم به چاله سفيد كه محل آب و علف و مرتع و نبت آذوقه « 2 » و علوفهء
--> ( 1 ) - اصل : لنجر ( 2 ) - اصل : آزوغه