عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

4

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

پرستان و مجوسان در آن قلاع وطن و مسكن داشته‌اند . در عهد خلافت عمر بن الخطاب كه ابو موسى اشعرى به سردارى روانهء حدود عراق و ساير ولايات ايران گشت حدود و قلاع مزبوره را بحيطهء تصرف درآورده ماليه و خزانه بر آنها بنهاد و پس از خلافت عمر كه در كوفه حجاج بن يوسف مسلط گرديد طايفهء اشعريان و اعراب [ 7 پ ] اشعرى كه از اولاد اسعد بن مالك بن عامر الاشعرى و بزرگ ايشان دو برادر بودند يكى عبد اللّه و [ ديگرى ] احوص و غيره از كوفه قطع علاقه نموده خدم و حشم خود [ را ] بدار الايمان قم نزول نموده منزل و مقام ساختند و به مرور دهور [ و ] ايام املاك و مزارع آنجا را مالك و متصرف گشته و مجوسان را معدوم و منهدم نموده قلعه و حصار مدينهء قم را بانى شدند . رفته رفته از املاك و توابع قم تجاوز كرده عراق و تفرش و آشتيان و كمره و كنار رودخانه و از اينطرف بعضى از املاك قراء سردسير و گرمسير كاشان را مالك شدند و طرح اداره و آبادى افكندند و قم را با املاك خود كورهء على حده نموده و قسمتى جداگانه ساختند . از آن زمان حدود و سر حدات مشخص گشته مملكتى و ولايتى شد جداگانه ، چنان كه تفصيل آن در تاريخ قم مذكور و مندرج است . پس معلوم گرديد كه تا آن زمان كاشان و قم ملك على حده و ولايت جداگانه نبوده و قبل از هجرت چندان آبادى نداشته‌اند و هر يكى را چند قلعه بوده و مجوسان در آنجا منزل و مأوى داشته‌اند ، و ديگر آنكه قبل از زمان هجرت و بعثت و تولد [ 8 ر ] حضرت خاتم انبياء محمد مصطفى صلوات اللّه عليه و آله هنوز درياچهء ساوه خشك نشده بود .