عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
2
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
هو المستعان [ مقدمه ] بر لوح ضمير ارباب بينش و آئينهء صافى خاطر خداوندان دانش پوشيده و پنهان نباشد كه قبل از شروع در مقصود من باب المقدمه چند مطلب است كه ذكر آن را از لوازم شمرده تا اگر در بيان مقصود و بنيان مطلب معهود قصورى در استكشاف از حقيقت حال و فتورى در ايضاح احوال به نظر رسد حمل بر تسامخ و تكاهل مسود اوراق و قياس بر تجاهل و تغافل محرر اين دفتر و سياق نفرمايند . چه اگر اصلا ذكرى از بعض مطالب كه در ذيل ابواب مسؤوله كه شرح آن را خواستهاند نشود چنان مستفاد خواهد گرديد كه از نظر كاتب محو گشته ، و اگر چنانچه در مقام ذكر بر آيد قائله به انتقاى موضوع خواهد بود . زيرا كه موضوع اصل مسئله از كاشان منتفى است ، مانند آنكه بيان احوال احشام و ايلات و نام [ و ] نسب بزرگ و كوچك و رئيس ايشانرا خواستهاند « 1 » و كاشان مطلقا ندارد و كذلك سرباز و نوكر سواره و پياده و توپ و غيره از كاشان گرفته نشده از خارج هم نفرستادهاند و همچنين [ 6 پ ] جنگل و چمن كاشان ندارد و از اين قبيل در مقام تحقيق بر آمدهاند . خلاصه از مطالبى كه ذكر آن من باب المقدمه لازم بود آنست كه بناى ترتيب اين نسخه را بر آن نهاديم كه بعينه همان فهرست سؤال را با ترتيب فصول و ابواب مرقومه بروشى كه هست نوشته و هريك از
--> ( 1 ) - اصل : خاستهاند