عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
83
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
مع القصه قريهء راوند كه از مستحدثات راوند بن ضحاك است بعيون خمسه داير و مشروب مىباشد و جزو عمده بلكه اصل اصيل چشمهء قنات نابر است كه هشت فرسخ طى مسافت نموده وارد بقريهء مزبوره مىشود . شش فرسخ كه از منشأ خود تجاوز نمود [ 72 ر ] وارد رودخانهء سوك چم مىشود و از چهار قنات ديگر بقطع هر ميلى راه يكى از آبها بر روى آن نهر ضميمه ميگردد و همهجا ميآيد تا از آن رودخانه تا شده بجلگه و همواره داخل گشته . ده باب آسياب است كه به ترتيب در معبر آن نهر واقع شده و در حوالى هريك از آن طواحين باغى و اشجارى مخصوص صاحب آن آسياب مشروب مىشود و چون وارد دشت راوند شود مقسمى است كه منقسم به چهار برجه گردد . و برجه عبارت است از قطعه سنگى كه حجاران از طرف طول آن باندازهء معينى عرضا ، طولا ، عمقا به قدر نيم ذرع دهن و سه گره عمق ميتراشند و بفاصلهء چهار گره يك چنين اندازه تراشند و كذلك تا آن آب چه مقدار باشد و به هرچند بهره خواهند منقسم نمايند . خلاصه آن سنگ را از طول بعرض نهر با آهك نصب كنند بنوعى كه چون آب نهر به آن موضع برسد بر روى هم سوار شده از آن چهار برجه بيك اندازه تقسيم گردد . و همهء آب قريهء راوند چه در سالهاى پرآبى و چه در اوقات كمآبى به چهار برجه [ 72 پ ] تقسيم مىشود و هر برجه در مدار هشت شبانه روز گردش مينمايد كه عبارت از شانزده طاق باشد كه بعبارة اخرى چهار برجه شصت و چهار طاق مىشود . و از قديم الايام اهالى خبرت و وقوف آب و اراضى و سكنهء راوند را به هشت