محمدحسين ناصر الشريعه

361

تاريخ قم ( فارسى )

حيرت نامش ملا محمد ، از معاصرين پادشاه نامى محمد شاه است . اسلاف و نياكانش از معتبرين تجار اين بلد بوده وليك ايشان به درس و بحث پرداخته با تجارت و كسب نساخت ، دانش و فرهنگ را بر اقمشه نفيسهء فرنگ ترجيح داده ، فاضلى هوشمند و حكيمى بىمانند شد . در اواخر عمر گويا تزلزلى در بنيان اعتقاد او پديدار گشته در بيداى حيرت سرگشته شده ، هم بدين‌سبب تخلص حيرت كرد ، و كار به جايى كشيد كه به كفر و الحادش نسبت مىدادند ، چنانچه يكى از القاب معروفه او لفظ كافر شده بود . هفتاد و اند سال درين سپنجى سراى زندگانى كرد ، و همچنان عزب بمرد . به حمام نرفت و در ليل و نهار يك مرتبه ناهار مىشكست ، آن هم دو سه بيضه ماكيان . ثروت و مكنتش را بر حسب وصيت بعد از حياتش دو بركه بنياد كردند ، مانند « سلسبيل » و « كوثر » . در سنهء يك هزار و دويست و پنجاه و پنج ( 1255 ) به درود آخرت كرد . اى دل از گردش گردون طمع خام مدار * زان كه مستقبل ايام به از ماضى نيست آسمان بين كه چسان در پى ناكامى ماست * كه به مردن شده‌ام راضى و او راضى نيست * جمشيد جام و كى كله و قيصر افسريم * زان رو كه پير ميكده را چاكر دريم حكيم ميرزا عليمحمد ، خلف مرحوم ميرزا محمد متولى مضجع خاقان خلد مكان فتحعلى شاه ، فاضلى دانشمند و اديبى هوشمند است . شاعرى است طليق و منشى است بليغ ، كتابى انشا نموده به طرز « گلستان » موسوم به « شكرستان » با عذوبت لفظ و سلامت نفس . خط شكسته را به تعليم استادى حاجى رشيد خان اخگر بيگدلى چنان مىنگارد كه استاد خود را اكنون همال است . شكسته سنبل تو اى بديع لعبت چين * ز لاله دارد بستر من ارغوان بالين دو چنبر است و دو حلقه دو سلسله دو كمند * همه ز مشك تتار و همه ز نافه چين