محمدحسين ناصر الشريعه

312

تاريخ قم ( فارسى )

تنيده بود . » ! « 1 » محمد بن على بن عيسى اشعرى ، از اهل قم و از اصحاب حضرت هادى عليه السّلام است . وحيد بهبهانى در تعليقه مىگويد : ظاهرا او با محمد بن على بن عيسى قمى يكى است ، و چنان‌كه نجاشى و علامه گفته‌اند از دانشمندان سرشناس قم بوده و بر اهل قم از جانب سلطان امارت داشته و پدر او نيز چنين بوده و هر دو به موافقت شيخ گفته‌اند : وى را مسائلى است كه از حضرت عسكرى عليه السّلام سؤال كرده است . محمد بن على ماجيلويه قمى ، استاد شيخ صدوق است . علامه حكم كرده به صحت طريق صدوق به اسماعيل بن رياح و به غير او نيز ، چنان‌كه در تعليقه است ؛ و محمد بن على

--> ( 1 ) - شيخ صدوق كه او را محمد بن بابويه قمى يا « ابن بابويه » نيز مىخوانند پيشواى محدثين شيعه و مشهورترين دانشمند عاليقدر قم است . پدرش على بن بابويه كه او را با فرزندش شيخ صدوق به واسطه صداقت در گفتار و نقل اخبار « صدوقين » مىنامند ، نيز از اعاظم علماء شيعه و در قم تجارت مىكرده و به گفتهء ابن نديم دويست جلد كتاب تأليف كرده است . شيخ صدوق نيز طبق نوشته شيخ طوسى در « فهرست » ، حدود سيصد كتاب تأليف و تصنيف كرده است ، نجاشى 189 كتاب آن را در رجال خود نام مىبرد از كتاب‌هاى معروف صدوق ، علل الشرايع ، معانى الاخبار ، من لا يحضره الفقيه ، امالى ، توحيد ، خصال ، مقنع ، ثواب الاعمال ، عقاب الاعمال ، عيون اخبار الرضا ، اعتقادات ، حقوق الاخوان ، صفات الشيعه ، كمال الدين و تمام النعمه است . براى درك عظمت و مقام شامخ اين بزرگ مرد دينى كافى است كه بگوييم هيچ كتاب حديث و اخبار و تفسير و رجال و تاريخ شيعه بعد از وى ، از نام او و كتاب‌هايش خالى نيست ، بلكه گاهى در هر صفحه نامش مكرر ذكر شده ، و از روايات او در تمام مواردى كه مربوط به تاريخ حيات اولياى دين و اخبار ائمه معصومين است ، استفاده و استناد شده است . صدوق دانشمندى نابغه ، و فكرى مواج داشته است ؛ او در روزگار سلطنت ركن الدولهء ديلمى و وزارت صاحب بن عباد كه هر دو شيعى مذهب و شخصيتى ممتاز داشته‌اند به منظور معرفى شيعه ، دست به يك سلسله مسافرت‌هاى طولانى زد و همه‌جا با استقبال شايان اهل فضل و رجال حديث روبرو شد . اين مسافرت‌ها از رى كه مقر وى بود شروع و به رى نيز ختم شد ، به‌طورى كه از تأليفات او استفاده مىشود ، صدوق در سال 352 هجرى در نيشابور كه آن روز مركز علمى بزرگ اهل تسنن بود اقامت داشته و همان سال به بغداد و از بغداد به كوفه رفته و تا سال 354 در كوفه بوده ، سپس در سنهء 355 به بغداد مراجعت كرده ، و در سال 367 به خراسان سفر كرده و تا سال 368 در نيشابور مانده و همان سال عازم ماوراء النهر و بخارا شد و در سال 372 كتاب باعظمت « من لا يحضره الفقيه » را در قصبهء « ايلاق » از توابع شهر تاريخى بلخ تأليف كرده است . ( د ) [ شرح‌حال مفصل شيخ صدوق محمد بن بابويه را در جلد سوم « مفاخر اسلام » نگاشته‌ايم ] [ قبلا گفتيم كه شرح‌حال على بن بابويه پدرش را به تفصيل در آخر جلد دوم « مفاخر اسلام » نوشته و مطالب نوى براى اولين بار آورده‌ايم ، از جمله اين كه دويست كتاب از تأليفات وى نيست ، بلكه كتب او 18 جلد بوده است . ]