محمدحسين ناصر الشريعه
271
تاريخ قم ( فارسى )
حسين محمد قمى از اصحاب حضرت جواد عليه السّلام است . حمدان بن مهلك قمى نجاشى مىگويد : او را كتابى است كه روايت مىكند آن را از وى محمد بن ابى عمير . همچنين در كتاب مشتركات گفته است كه راوى از او ابن ابى عمير است . حمزة بن يسع قمى او را از اصحاب حضرت صادق و حضرت كاظم عليهما السلام شمردهاند ، و در تعليقه گويد كه راوى وى احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى است . حمزة بن يعلى اشعرى ابو يعلى قمى - شيخ نجاشى در رجال و علامه در خلاصه گفتهاند : او از حضرت رضا و حضرت جواد عليهما السلام روايت مىكند ، و از ثقات و وجوه است ، و نجاشى گفته است او را كتابى است كه روايت كردهاند آن را از وى جماعتى از اصحاب كه از ايشان است صفار ، و در مشتركات نيز پس از توثيق او ، صفار و سعد بن عبد اللّه را از راويان وى شمرده است . ابو محارب حنين بن سهل بن محارب قمى در مجالس المؤمنين مىنويسد : « وى از اعاظم حكماى شيعهء اماميه است . در ايام ديالمه نشو و نما يافته و پرتو انوار حكمت بر صفحات حال او تافته است ، در تاريخ الحكماء مسطور است كه صاحب اعظم سعيد بن عميد كه استاد الفضلاء و عميد وزراى روزگار بود ، به وجود او افتخار مىنمود ، و مىفرمود كه اگر از شهر ما همين بيرون آمده باشد ما را كافىست ! و ايضا در كتاب مذكور مسطور است كه او عالم به قوانين سياست بود و مروت و عفاف در او غالب بود ، و بسيارى از نوادر حكمت اهل يونان و سير و احوال ايشان را حفظ كرده بود ، و مىگفته كه اينها پارههاى زرند ، و همچنين جميع فقرات ارسطو را كه در سياست نوشته و براى اسكندر فرستاده يا به مشافهه به او گفته حفظ داشت . و مىگفت كه كار زمانه منتهى شده به قواعد و رسومى كه خارج است از آنچه آن حكيم جهت آن پادشاه رسم كرده بود ، و اين بنابر آن است كه مردم خلع ربقهء دين و رشتهء حيا را كه مانع از گمراهى و مسارعت و تباهى است گسستهاند ، و ظاهر است كه زمانى كه اهل آن از شعار دين و حليهء عقل و علاقهء حيا منسلخ باشند در غايت فساد خواهد بود و اصلاح آن جز به شمشير نتوان كرد ، و چنين مذكور محب حكمت و اهل حكمت و كثير الفضايل بود ، و هميشه با اهل فضل و حكمت به سر مىبرد و با ايشان طريقهء احسان مسلوك مىداشت و صاحب اخلاق شريفه و همت عالى بود . » « 1 »
--> ( 1 ) - مأخذ سابق ، ج 2 ، ص 190 .