محمدحسين ناصر الشريعه
247
تاريخ قم ( فارسى )
باب پنجم فقها ، راويان ، محدثين و دانشمندان نامى قم اين باب در ذكر اسامى و تراجم معروفين از روات و محدثين و علماء اعلام و فقهاء عظام و حكماء فخام كه از آثار و بركات اين بيت مقدس و ارض اقدس بودهاند ، و ما بهطور اختصار اسامى و تراجم آنان را از كتب معتبره از قبيل « رجال كبير » ميرزا محمد استرآبادى و « رجال ابو على » ، و « روضات الجنات » ، سيد محمد باقر خوانسارى ، و « امل الامل » شيخ حرّ عاملى ، و « مجالس المؤمنين » قاضى نور اللّه شوشترى و غيرها به ترتيب حروف تهجى مىنگاريم . « 1 » در غالب موارد اقتصار نموديم به ترجمهء آنچه شيخ ابو على حائرى محمد بن اسمعيل در كتاب « منتهى المقال فى احوال الرجال » ايراد نموده است . پوشيده نماند كه ماروات و علماء قم را تا زمان محقق قمى صاحب قوانين در فصل اول و پس از آن بزرگوار تا عصر حاضر ، و علماء معاصر را در فصل دوم خواهيم نگاشت . « 2 »
--> ( 1 ) - [ بقيه كتابها را مانند رجال و فهرست شيخ طوسى و رجال نجاشى و معالم العلما و خلاصه علامه و نقد الرجال و غيره را اغلب با واسطه نقل مىكند ] ( 2 ) - [ شيخ ابو على حائرى از شاگردان استاد كل وحيد بهبهانى است . شرححال مفصل او را در « شرح زندگانى استاد كل » آوردهايم . ] ميرزا ابو القاسم بن محمد حسن گيلانى معروف به « ميرزاى قمى » متوفى به سال 1231 از علماى عظيم الشأن و مجتهدين بزرگ ماست . وى از شاگردان عالىقدر « وحيد بهبهانى » است . سالها در محضر آن بزرگ مرد در كربلا به تحصيل فقه و اصول و ديگر علوم دينى پرداخت و از وى به كسب اجازهء اجتهاد و تبحر در علوم اسلامى نائل گشت ، آنگاه به كشور مراجعت نمود و پس از توقف كوتاهى در جاپلق اليگودرز و اصفهان و شيراز به « قم » آمد و در آنجا كه آن روز از رونق افتاده بود اقامت گزيد . در آن زمان از طرف فتحعلى شاه قاجار بارگاه حضرت معصومه عليه السلام و مدرسهء فيضيه تعمير و تجديد بنا مىشد . كمكم بر اثر توقف ميرزا در قم طلبهء علوم از هر سو به قم شتافتند و دانشمندان اطراف به پيرامنش گرد آمدند . مردم كثيرى نيز روى به قم آوردند و بدينگونه شهر قم رونق يافت و حوزهء علميه آن زير نظر رئيس باتدبيرى مانند ميرزا تشكيل يافت ، علىهذا مىتوان ميرزا را بعد از صفويه مؤسس حوزهء علميه قم ناميد ميرزاى قمى را بواسطه تأليف كتاب مشهور « قوانين الاصول » كه از جمله آثار فكرى كمنظير اوست ، « صاحب قوانين » مىگويند ( د )