محمدحسين ناصر الشريعه

166

تاريخ قم ( فارسى )

و روايت كرد مرا حسين بن « 1 » على بن حسين بن موسى بن بابويه از محمد بن حسن بن احمد بن الوليد كه او را روايت كردند كه چون فاطمه را وفات رسيد بعد از غسل و تكفين او را به مقبرهء بابلان بر كنار سردابى كه از براى او ترتيب كرده بودند حاضر آوردند ، آل سعد با يكديگر خلاف كردند در باب آنك ، كه سزاوار آن است كه در سرداب رود و فاطمه را بر زمين نهد و دفن كند ؟ پس از آن اتفاق كردند بر آنك خادمى به غايت پير از آن يكى از ايشان « قادر » نام را حاضر گردانند تا فاطمه را در گور نهد و كسى را به طلب او بفرستادند . در ميان اين گفتگو از جانب رمله « 2 » دو سوار برآمد دهن بربسته ، و روى بدين مردم نهادند . چون به نزديك جنازهء فاطمه رسيدند از اسب فرود آمدند و بر فاطمه نماز گزاردند و در سرداب رفتند و فاطمه را دفن كردند ، پس از گور بيرون آمدند و برنشستند و برفتند ، و هيچ‌كس را معلوم نشد كه آن دو سوار كه بودند ، و محرابى كه فاطمه عليها السّلام نماز كرده است در خانه‌اى از سراى موسى بن خزرج تا به اكنون ظاهر است . « 3 » مؤلف گويد : محراب مزبور در « ميدان مير » واقع است و اخيرا مسجد و مدرسه هم در آن‌جا ساخته‌اند « 4 » و آن دو سوار كه مصنف تاريخ قم مىگويد ، محتمل است يكى پدر بزرگوارش موسى بن جعفر عليه السّلام و ديگرى برادر عالى مقدارش حضرت رضا عليه السّلام بوده‌اند ، و اين دلالت بر نهايت جلالت قدر آن مخدره دارد ، زيرا امام است كه جز امام ديگرى او را دفن نمىنمايد ! همچنين ورود زيارتش از زبان امام ، و خبر دادن حضرت صادق عليه السّلام پيش از تولد پدر بزرگوارش به تولد آن مخدره و دفن او در زمين قم و شفاعتش ، از چيزهائى است كه دلالت بر نهايت جلالت و عظمت آن بضعه احمدى مىنمايد ، سلام اللّه عليها و على آبائها . و چون پس از وفات فاطمه ، ام محمد دختر موسى رضائيه وفات يافت او را در جنب قبر فاطمه دفن كردند ، و پس از او خواهر او ميمونه ابنة الرضائيه و او را نيز همان‌جا دفن كردند ، و قبه بر سر تربت ايشان بنهادند ، متصل به قبهء فاطمه عليها السّلام و در اين دو قبه

--> ( 1 ) - برادر شيخ صدوق كه او نيز مانند صدوق از بزرگان محدثين شيعه بوده است . ( د ) ( 2 ) - شنزار بيابان ( د ) ( 3 ) - پيشين ، ص 213 ( 4 ) - اين مسجد و مدرسه به نام « مدرسهء ستّيه » و « مسجد ستيّه » است . ( د )