محمدحسين ناصر الشريعه
151
تاريخ قم ( فارسى )
عقلى ايشان ، چنانچه در فصل ششم از اين باب ياد كرديم . و همچنين راوى گويد : كه قباد از مداين تا شهر بلخ بقعهء پاكيزهتر و خوش آبتر و نسيم او لذيذتر از قرميسين « 1 » تا عقبهء همدان نيافت و بدين موضع از براى خاصهء خود عمارتى پاكيزه بنا كرد كه گرد بر گرد او هزار كرم « 2 » و باغ بودند . و از جمله روايت شيعه در فضيلت قم و اهل قم اين خبر است كه روايت كرد مرا حسين بن على بن حسين بن موسى بن بابويه « 3 » به اسانيد صحيحه از ابى عبد اللّه الصادق كه مردى به حضرت بزرگوار او درآمد و گفت : اى پسر دختر رسول خداى مسألهاى مىخواهم كه از تو بپرسم كه پيش از من كسى آن را نپرسيده باشد ، و پس از من هم از تو نپرسد . صادق عليه السّلام فرمود كه چنان مىدانم كه تو از جاى برانگيختن مردم از قبور و زنده شدن ايشان و محشر و منشر سئوال خواهى كرد ؟ مرد گفت : بلى يابن رسول اللّه ! به حق آن خدائى كه محمد را به حق به خلق فرستاد تا ايشان را به بهشت بشارت داد و به دوزخ بيم كرد كه بعثه بالحق بشيرا و نذيرا كه من سؤال نمىكنم از تو الا از محشر و منشر هر قومى . صادق عليه السّلام زبان مبارك برگشود و فرمود كه همهء مردم را به بيت المقدس محشر و منشر بود الا بقعهاى به زمين جبل كه آن را قم گويند كه اهل آن موضع و شهر را در گور ايشان محاسبه كنند و از گورها به جنت حشر كنند ، بعد از آن فرمود كه اهل قم مغفور و آمرزيدهاند . رواى گويد كه چون مرد اين فضيلت دربارهء قم و اهل قم بشنيد از جاى برجست و گفت : يابن رسول اللّه اين كرامت و فضيلت خاصهء اهل قم است ؟ امام فرمودند : بلى كه خاصه اهل قم است ، و آن كسانى كه قائل و معتقد باشند به مقالت و اعتقاد ايشان . بعد از آن امام جعفر ( صادق ) فرمودند كه : اى مرد از براى تو زياده بر اين فضيلتى ياد كنم دربارهء اهل قم ؟ مرد گفت : بلى يابن رسول اللّه ! امام فرمودند كه : حديث كرد مرا پدرم محمد باقر و او از پدرش امام زين العابدين و او از جدش صلوات اللّه و سلام عليهم اجمعين كه او فرمود : در آن شب كه مرا از اين كلبهء خضرا برآوردند نظر صائب من بر بقعهاى افتاد به زمين جبل به غايت سبز و خرم و زمين آن از زعفران نيكوتر و بوى او از مشك خوشتر .
--> ( 1 ) - كرمانشاه ( د ) . ( 2 ) - گرم ( 3 ) - برادر شيخ صدوق ( د ) .