محمدحسين ناصر الشريعه

108

تاريخ قم ( فارسى )

اين حكايت بعينه در باب شيعيان سبزوار نيز مشهور است ، و مولوى در مثنوى به آن اشعار نموده و گفته است : سبزوار است اين جهان كجمدار * ما چو بو بكريم در وى خوار و زار بهرحال مادهء هريك از اين دو شهر تاريخى شيعه با اين حكايت متناسب است . تحقيق و تخصيص به يكى از آنها امرى بىحاصل است . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه : در سال سيصد و چهل و پنج ( 345 ) فتنه‌اى عظيم واقع شد ميان اهل اصفهان و قم ، زيرا مردم قم به رسم تجارت به اصفهان رفته . و در آن‌جا سب صحابه نمودند . اهل اصفهان جمع كثيرى از ايشان را كشتند و اموال آنها را غارت كردند ، و چون اين خبر به ركن الدوله ديلمى رسيد به واسطهء تشيعى كه داشت در غضب شد و اهل اصفهان را مؤاخذه و اموال آنها را مصادره نمود . « 1 » شيخ عبد الجليل رازى « 2 » در كتاب « النقض » آورده كه : « شخصى اصفهانى از قمى پرسيد : از كدام شهرى ؟ گفت : از شهر دندان‌كنان ! آن مرد فرومانده گفت : معنى اين جمله را نفهميدم . قمى گفت : اگر بگويم از قم ، مىگوئى آه ! و از اين‌جا معلوم مىشود كه قمى نباشد الاشيعى و اصفهانى نبودى الاسنى ، ولى الحمد للّه كه در ايام دولت سلاطين صفويه موسويه انار اللّه برهانهم انوار ايمان و هدايت به مرتبه‌اى بر در و ديوار آن ولايت ( اصفهان ) تافته كه صدقم در اصفهان گم است .

--> ( 1 ) - البداية و النهاية ، ج 11 ، ص 261 . ( 2 ) - عبد الجليل قزوينى يا عبد الجليل رازى يكى از دانشمندان نامى شيعه در قرن ششم هجرى است . در عصر او يكى از علماى ناصبى رى كه پيرو مذهب سنت و جماعت بود كتابى فارسى به نام « بعض فضائح الروافض » در رد معتقدات مذهب شيعه نوشت و با سخنانى واهى و نسبت‌هائى نادرست و تهمت‌هاى ناجوانمردانه ، اصول و فروع شيعه را به نظر قاصر خود به باد انتقاد گرفت و موجب سر و صداى زيادى شد ؛ به‌طورى كه سنيان خرسند و شيعيان حيران گشتند . در اين موقع شيخ عبد الجليل قزوينى كه او نيز در رى مىزيست : به امر « شرف الدين ، ملك النقباء ، سلطان العترة الطاهره سيد مرتضى قمى » كه از مفاخر و اعيان شيعيان و در رى بسيار متنفذ بود ، به سال 556 هجرى ردى به فارسى به نام « بعض مثالب النواصب » بر كتاب ناصبى مزبور نوشت و با واقع‌بينى و اطلاعات كافى و استدلالات محكم ، يك‌يك سخنان سست و تهمت‌هاى او را پاسخ گفت . اين كتاب بزرگ و ذيقيمت در سال 1331 شمسى به همت آقاى سيد جلال الدين محدث ارموى به نام « النقض » با مقدمه‌اى از محمد قزوينى منتشر شده است ، و تحقيق در آن كتاب از اصول و فروع ؛ تاريخ ، تفسير حديث ، رجال و تراجم علماى شيعه و اماكن و مناطق شيعه‌نشين ، سخنان نغز بسيار رفته است و ازاين‌رو كتابى نفيس و گرانمايه و در مورد خود كم‌نظير است ( د ) .