محمدحسين ناصر الشريعه

105

تاريخ قم ( فارسى )

كه ده « پوگرد » باشد ، و از طرف كاشان « پاسنگان » كه در چهار فرسخى قم است ، و از طرف اصفهان ، دليجان و محلات ، و از طرف قهستان منتهاى خاك « جاسب » و « اردهال » است . قاضى نور اللّه شوشترى « 1 » در كتاب « مجالس المؤمنين » مىگويد : « بلدهء قم شهرى عظيم و بلدهء كريم است و از جملهء بلادى است كه هميشه دار المؤمنين بوده و بسيارى از اكابر و افاضل و مجتهدان شيعهء اماميه از آن‌جا برخاسته‌اند و انتساب به اين چنين بلدى از اقوى ادلهء صحت عقيدهء منسوب اليه است . « 2 » و در كتاب « معجم البلدان » و غيره مسطور است كه بلدهء طيبهء قم از مدائن مستحدثهء اسلاميه است و اهالى آن‌جا هميشه شيعهء اماميه بوده‌اند و ابتداى بناى آن در سنهء ثلث و ثمانين ( 83 ) در زمان عبد الملك مروان شد و آن‌چنين بود كه عبد الرحمن بن محمد اشعث بن قيس كه از قبل حجاج بن يوسف امير سيستان بود ، چون بر او خروج كرد در لشكر او هفده كس از علماى تابعين عراق بودند و چون پسر اشعث از حجاج منهزم شد آن جماعت به ناحيهء قم افتادند و از آن جمله چند برادر بودند نام ايشان عبد اللّه و احوص و عبد الرحمن و اسحق و نعيم پسران سعد بن مالك بن عامر الاشعرى . و در آن موضع چند قريه بود كه يكى از آنها « كميدان » نام داشت و برادران مذكور در آن‌جا به قهر و غلبه نزول كردند و بنى اعمام ايشان از عراق عرب بر ايشان جمع شدند و آن چند موضع را از كثرت عمارت بهم متصل ساخته « به نام كميدان » كه يكى از مواضع بود تسميه نمودند . بعد از آن به مقتضاى مثل مشهور كه : عجمى فالعب به ما شئت بعضى از حروف آن نام را اسقاط كردند و از روى تعريب « قم » گفتند ،

--> ( 1 ) - قاضى نور اللّه شوشترى - از اعاظم علماى شيعه و همعصر شيخ بهائى است . احاطه وى بر علوم اسلامى و حسن سليقه‌اش در تصنيف و تأليف كتاب‌هاى سودمند ، به خوبى از آثار ارجدارش مانند « احقاق الحق » و « مجالس المؤمنين » و « مصائب النواصب » و « صوارم المهرقه » آشكار است و نيازى به شرح و بسط ندارد . وى در هندوستان مىزيست . اكبر شاه هندى و غالب مردم آن ديار اعتقادى مبرم به آن سيد جليل القدر داشتند . از طرف سلطان نامبرده به واسطه لياقتى كه در وى مشاهده كردند به سمت « قاضى القضاتى » منصوب گشت . قاضى نيز به شرط اين كه در هر مورد مطابق يكى از مذاهب چهارگانه اهل سنت كه مذهب رسمى شاه و اهالى مملكت بود ، قضاوت نمايد ، پذيرفت ، ولى هنگام قضاوت بر وفق مذهب شيعه اثنى عشرى عمل مىكرد و چون دانشمندان اهل سنت اعتراض مىنمودند ، با استدلال ثابت مىكرد كه اين رأى يكى از « مذاهب اربعه » است - سرانجام راز مذهب او كشف شد و به جرم تشيع و شايد به خاطر تأليف كتابش ( مجالس المؤمنين ) شهيد گشت . مرقدش تاكنون در اكبر آباد هند مزار معروفى است ( د ) . ( 2 ) - اين مطلب با ورود عرب به قم به‌طورى كه مؤلف تاريخ قم نوشته منافات دارد ( مؤلف )