حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 7
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
أحوص فراهم آمد ، و بدستور والى أحوص اشعرى بدون سپردن وثيقه انسانى و كفيل از زندان رها شد . دو برادر با آگاهى از احتمال پشيمانى والى ، و دستگيرى مجدد أحوص ، به شتاب مقدمات فرار از شهر كوفه را تدارك ديدند ، و به نوشته تاريخ قم نخست أحوص و دو برادرش عبد الرحمن و نعيم ، بهمراه اهل و عيال و فرزندان و خدمتكاران خود مخفيانه گريختند ، و تنها عبد الله در كوفه بماند تا ترتيب ساماندادن اموال ضيقهاى آنان را داده ، و سپس به آنان بپيوندد ، و بدين گونه پس از چندى دو برادر در ماهين و ماه البصرة - در محدوده شهر نهاوند - به يكديگر پيوستند . به روايت تاريخ قم هجرت اين تيره از خاندان اشعرى بدور از تلفات انسانى نبود ، و تنها چهل تن از فرزندان عبد الرحمن بن مالك بن عامر در كوهستانهاى ميان دينور و نهاوند بر اثر بيمارى بمردند . كاروان اشعريان پس از بهم پيوستن در ميانه كوههاى سر به فلك كشيده لرستان ، از سكونت در ميان كوهستان - كه با طبيعت زندگى آنان در يمن و حجاز و عراق تفاوت كلى داشت - سر باز زده ، و همچنان به سمت شرق و شمال شرق به پيش راند . گر چه در تاريخ قم نشانه صريحى از قصد نخستين اشعريان براى سكونت در شهر معينى نيامده است ، ليكن از گفتگوى بعدى دو برادر مىتوان دريافت ، عبد الله - كه مسلمان پرهيزكارى بود - قصد سكونت در ثغر - مرزهاى مسلمانان با كفار - قزوين را داشت ، تا بدين وسيله به وظيفه شرعى و دينى خود در جنگ و جهاد با كفار مشغول شود ، امّا برادرش احوص ميل به سكونت در شهر اصفهان را داشت ، كه به نظر مىآيد گروهى از عموزادگان اشعرى او ، از هنگام تسخير شهر توسط ابو موسى اشعرى ، همچنان در آن ساكن بودند ، ليكن به نظر مىآيد كه دست تقدير آنان را به دشت قم كشانيد ، و كاروان آنان از ميان كوهها و دشتهاى نهاوند ، ملاير ، اراك ، محلات گذشته ، و به قهستان قم ، به روستاى ابرشتجان كه در جنوب قم قرار دارد رسيده ( و بموضعى كه بسيار آب و گياه بود فرود آمدند ، بچشمهاى كه آن را به شك چشم ميخواندند ، - و بروايتى آتشمرزه - خيمه زدند ، و چند روز مقام كردند ) .