حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

567

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

حسين بن موسى بن بابويه « 1 » ، از محمد بن حسن بن احمد بن الوليد « 2 » ، كه او را روايت كردند « 3 » ، كه : « جون فاطمه را وفات رسيد ، و بعد از غسل و تكفين او را بمقبرهء بابلان ، بر كنار سردابى « 4 » كه از برآىء او ترتيب كرده بودند حاضر آوردند . آل سعد با يكديكر خلاف كردند ،

--> ( 1 ) . على بن حسين بن موسى بن بابويه ( مشهور به والد الصدوق و شيخ القمييّن ) پدر شيخ صدوق ، او سه فرزند از همسر ديلمى خود به نامهاى محمد ( شيخ صدوق ) و حسن و حسين به دنيا آورد . راوى اين روايت در تاريخ قم سومين فرزند يعنى حسين بن على مىباشد ، كه برادر تنى شيخ صدوق بوده است ، نجاشى و شيخ طوسى و ديگران او را ستوده و ثقه دانسته‌اند ، از او روايتهاى فراوانى در منابع حديث اماميه آمده است ، و داراى سه كتاب بوده است . شيخ منتجب الدين على بن عبيد اللّه بن الحسن بن الحسين صاحب كتاب « فهرست » از نوادگان اوست . بنابر روايت علامه مجلسى در « بحار الانوار : 51 / 324 » او داراى حافظه بسيار قوى بوده است ، و پيش از رسيدن به 20 سالگى داراى كرسى تدريس در قم بوده . ( 2 ) . محمد بن الحسن بن أبى يزيد احمد بن الوليد ، أبو جعفر القمى ، از محدثين و راويان بنام قم ، شيخ نجاشى در رجال از او با عناوينى همچون : ( شيخ القمييّن و فقيههم و متقدمهم و وجههم ، ثقه ثقه عين ، مسكون اليه ، عظيم المنزلة ، عارف بالرجال ) ياد مىكند ، بيشتر روايات خود را از استادش سعد بن عبد اللّه اشعرى روايت مىكند . ( 3 ) . به احتمال قوى اين روايت - همچون بيشتر روايات ابن الوليد - از سعد بن عبد اللّه اشعرى روايت شده است . ( 4 ) . سرداب ( مركب از دو كلمه سرد و آب ) از كلمات فارسى است كه در زبان عربى ( معرّب ) نيز رايج است ( المعرّب في الكلام الأعجمى : 199 ) و نام زير زمينى است كه به عمقهاى متفاوت معمولا در مناطق گرمسير در زير خانه كنده مىشود ، تا در هنگام گرما مورد استفاده قرار گيرد . از ديگر استعمالات سردآب ، استفاده از آن براى دفن مردگان است ( كه به آن دخمه نيز مىگويند ) كه علاوه بر حفظ حرمت مرده ، امكان ساختمان‌سازى بر روى آن را آسان مىنمايد . و سردابى كه در اين روايت از آن ياد شده ، همچنان تا كنون باقى است ، يعنى در زير فضاى گنبدخانه كنونى بقعه حضرت فاطمه عليها السلام سردابى قرار دارد ، كه ورودى آن از كنار يكى