حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
559
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بسبب حاجتى كه او را بود ، و احمد بقم وكيل وقف بود ، چون أبو الجنّ بنزديك سرآىء احمد رسيد ، احمد او را بار نداد ، و او را از صحبت خود منع كرد ، أبو الجنّ ملول و غمكين با منزل خود مراجعت كرد . بعد از آن احمد بن اسحق قصد خانهء كعبه كرد ، چون بسرّ من رآى رسيد ، خواست كه به حضرت حسن بن علىّ عسكرى عليه السّلم رود ، و او را زيارت كند ، چون برسيد دستورى « 1 » خواست ، امام او را اجازت دخول نداد ، و او را از زيارت و صحبت منع كرد ، و بار نداد . پس احمد متحيّر شد ، و درماند ، و نميدانست كه بجه سبب او را از صحبت و زيارت خود منع مىكند . احمد بسيارى سر بر آستانهء آن حضرت نهاد ، و بسيارى بكريست ، و كفت : اى نور ديدهء هر دو عالم ، و اى بركزيدهء اولاد آدم ، چه بىادبى از من صادر شده است ، كه مرا به حضرت خود راه نميدهى ؟ پس امام او را دستورى داد ، درآمد ، فرمود كه : اى احمد ! ياد دارى كه فرزندزادهء « 2 » ما أبو الجنّ در شهر قم ، بدر خانه تو آمد ، و تو او را بار ندادى . احمد بكريست ، و سوكند خورد كه من او را از صحبت خود منع نكردم ، الّا از برآىء
--> قم به خدمت امام عليه السلام سفرهاى متعددى به بغداد و سامراء نمود . روايات زيادى از او در منابع حديثى اماميه نقل شده است . او در سال 253 يا 254 هجرى هنگام بازگشت از يكى از مسافرتهاى خود از بغداد به قم ، در ميانه راه درگذشت . امروزه بقعه او در نزديكى شهرستان سرپل ذهاب قرار دارد . بنگريد به : ( رجال نجاشى : 91 ، معجم رجال الحديث : 2 / 472 ) . ( 1 ) . اجازه شرفيابىخواستن . ( 2 ) . فرزندزاده نسبت نادرستى است ، از اين رو علامه مجلسى رحمه اللّه در بحار الانوار آن را به ( ابن عمّنا ) - عموزاده تغيير داده است .