حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

548

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

حسن بن زيد را در وقت كشتن علويّة بكرفتند . پس ابو القسم از طبرستان بيرون آمد ، و بجانب قم توجه كرد ، در راه دزدان بر وى آمدند ، و هر جه همراه داشت غارت كردند و ببردند . جون بقم رسيد ، عرب در كرامت و رفق و مدارا كردن ، و با او شفقت نمودن برو ، مبالغه كردند . چون أبو القاسم ميل عرب با جانب سادات و علويّه كه بقم بودند بديد ، بنزديك ايشان مقام كرد ، چون خبر او بحسن [ بن ] زيد رسيد ، نامه نوشت باهل قم ، كه أبى القسم بىاذن و اجازت و دستورىء من بذان طرف آمده است ، او را به من فرستيد ؛ اكر خواهان آن هست و اكر نيست . چون مكتوب « 1 » باهل قم رسيد ، بر أبى القاسم عرض كردند ، چون أبو القاسم مكتوب بخواند ، كفت : بروم بجانب او . پس عرب در مسجد سهل بن اليسع « 2 » ، بميدان اليسع جمع آمدند ، و أبو القاسم هم آنجا در سرآئى نزول كرده بود ، كس فرستادند و او را طلب كردند . أبو القسم بذان جمع حاضر آمد . پس عرب كفتند كه : حقوق اين علوى در ذمّت ما ثابتست ، و ما را حرمت داشتن او واجب است ، چه التجا « 3 » بما كرده است ، و بنزديك ما آمده است . لازم است ما را قضآىء « 4 »

--> طبرستان و ديلمان قيام كرد ، و آن مناطق را تسخير نمود ، و جنگهاى زيادى با لشكريان عباسى كرد ، او مؤسس و بنيان‌گذار دولت علوى در طبرستان مىباشد ، در سال 270 هجرى در آمل درگذشت . ( اعلام المؤلفين الزيديه : 319 ) . ( 1 ) . مكتوب : نوشته ، نامه . ( 2 ) . سهل بن يسع أشعرى قمّى ، از بزرگان و متمكنين قم ، كه پيشتر درباره او و ميدان و مسجدش ، و موقعيت جغرافيايى احتمالى آن ، سخن رفت . ( 3 ) . التجاء : پناه‌آوردن ، روىكردن . ( 4 ) . قضاء كردن : بجاىآوردن ، انجام‌دادن .