حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

542

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

عبد اللّه « 1 » بن الحسن [ بن جعفر ] بن الحسن [ بن الحسن ] بن علىّ بن أبى طالب بوده است . و أدرع لقب پذر « 2 » اوست ، و بعضى از خلفا او را بذين اسم لقب نهاده‌اند . و اذرع از نامهآىء سباع است ، و او را بذان سبب بذين اسم لقب كردند ، كه در كوفه در راه قبر امير المؤمنين على عليه السّلم شيرى خبيث ، بسيار موى بوده است ، و هر كس كه در آن راه كذشته است ، آن شير او را خورده است ، و مردم ازين جهت در زحمت بوده‌اند . [ محمد بن ] « 3 » على بن عبيد اللّه « 4 » روزى از كوفه بذين راه بيرون آمد ، و آن شير را بكشت ، و پآىء او مىكشيد تا بكوفه ، و أهل كوفه جون چنان ديدند ، [ محمّد بن ] « 5 » على بن عبيد اللّه را بذين اسم لقب كردند بنام آن شير ، چه آن شير را موى بسيار و دراز بوده است ، و عرب هر شيرى را كه بذين صفت بود ، او را ذراع « 6 » خوانند . و أبو هاشم را سه فرزند بوده است :

--> ( 1 ) . مشهور به عبد اللّه المحض كه دو فرزندش محمد و ابراهيم در مدينه بر عليه منصور عباسى قيام كردند ، و مأمورين منصور عبد اللّه را دستگير و به عراق روانه نمودند و او در زندان به شهادت رسيد ، بقعه او امروزه در شهر هاشميّه در 40 كيلومترى شمال شهر كوفه قرار دارد . ( 2 ) . يعنى ادرع لقب پدر أبو عبد اللّه احمد است ، كه نامش أبو هاشم ( يا أبو جعفر ) محمد بن على ابن عبيد اللّه بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن المثنّى بوده است . ابن عنبه در « عمدة الطالب : 168 » درباره او مىگويد : ( يقال له الأدرع ، قيل لقب بذلك لانه كان له ادراع كثيرة . قال الشيخ تاج الدين : قتل اسدا أدرع فلقّب بذلك ، و كان رئيسا بالكوفة و مات بها و دفن بالكناسة ) . ( 3 ) . افزوده از عمدة الطالب : 168 . ( 4 ) . در اصل و ديگر نسخه‌ها : عبد اللّه ضبط شده است كه خطاست ، بنگريد به : عمدة الطالب : 168 . ( 5 ) . افزوده از عمدة الطالب : 168 . ( 6 ) . بنگريد به : لسان العرب ، مادة « درع » .