حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

538

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

أبى عبد اللّه عليه السّلم ، كه او فرمود ، كه : « جدّ ما محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فرموده است كه : زود باشد كه من روز قيامت از برآىء چهار طآئفه ، و چهار صنف مردم ، شفاعت كنم ، و اكر به مثل ايشانرا كناه همه اهل دنيا بود : اوّل : كسى كه از برآىء ذريّت من شمشير كشد ، و ايشانرا نصرت و يارى دهد « 1 » . دوّم : مردى كه ذريّت مرا در حال فقر و فاقه و دست‌تنكى ، بذانچ در دست او باشد از مال « 2 » و منال سخاوت كند ، و با ايشان بخشش نمايد . سئم : مردى كه ذريّت مرا بدل و زبان دوست دارد . چهارم : مردى كه [ چون ] ذريّت من مضطر و عاجز و درمانده باشند ، حاجتى از حاجات ايشان برآرد ، و در كذاردن حاجات ايشان سعى نمايد » « 3 » . [ 5 ] و احمد بن محمّد ، از ابراهيم بن محمد ثقفى ، و او از على بن معلّى ، و او از هذيل ابن حنّان ، و او از براذر خود روايت مىكند ، كه او كفت ، كه : « حضرت صادق عليه السّلم [ را ] گفتم ، كه : « مرا پيش يكى از آل محمّد حقّى و مالى بود ، و به من نميداد ، و دفع و مطل « 4 » مىنمود ، پس بذان سبب من او را سخن درشت كفتم ، و بر آن پشيمانم . صادق عليه السّلم فرمود كه : آل محمّد را دوست داريد ، و ذمتهآىء ايشانرا برى « 5 »

--> ( 1 ) . در نسخهء چاپى : نصرت دهد ، و يارى كند . ( 2 ) . در اصل : مغال . ( 3 ) . الكافي : 4 / 60 حديث 9 ، من لا يحضره الفقيه : 2 / 36 ح 2 ، الخصال : 196 . ( 4 ) . دفع : راندن ، مطل : در مصباح المنير آمده است : ( مطله بدينه : اذا سوّفه بوعد الوفاء مرة بعد اخرى ) ، مطل يعنى عقب انداختن پرداخت قرض با وعده پس وعده‌دادن . ( 5 ) . برىء : رهانيدن ، آزادكردن .