حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

525

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

حاضر كردانيدند . چون امام پآىء مبارك در اندرون سراى متوكّل نهاد ، متوكل بفرمود تا در سرآىء را دربستند ، و صحن سرآى را با امام و شيران كذاشتند . جنين كويد علىّ بن يحيىء منجّم « 1 » ، كه : من و پسر حمدون « 2 » در آن ساعت بر غرفه پيش متوكل نشسته بوديم ، چون امام أبى الحسن عليه السّلام نيامده بود ، كوشهآىء مردم به زئير « 3 » و آواز شيران كر مىشدند « 4 » ، و نزديك بود كه از كرسنكى يكديكر را بخورند . چون امام أبى الحسن علىّ نقى - عليه و على آبائه التحيّة و السّلم - درآمد ، و شيران او را بديدند ، پيش او باز رفتند و خاموش شدند ، چنانج ما هيچ آواز از ايشان نمىشنيديم . و چون بنزديك امام ابى الحسن علىّ نقى رسيدند ، تبصص « 5 » و تملّق و فروتنى مىكردند ، و كرد بر كرد امام عليه السّلم برمىآمدند ، و امام علىّ نقى بآستين مبارك ، از روى شفقت و لطف و نوازش بسر « 6 » و روى ايشان درمىكشيد ، و ايشان خود را در خاك مذلّت مىانداختند ، بعد از آن بأدب همه بخفتند و خاموش شدند ، و امام بر ميان سرآىء متوكّل

--> ( 1 ) . أبو الحسن على بن يحيى بن أبى منصور ، شاعر ، منجّم ، مؤرخ ، كه از نديمان متوكل عباسى و چند خليفه پس از او بود ، ذهبى درباره او مىگويد : ( كان ذا فنون و عقليات و هذيان ، و توسّع في الأدبيّات ) ، او كتابى به نام ( أخبار اسحاق النديم ) داشته است . و در سال 275 هجرى درگذشت . ( سير اعلام النبلاء : 13 / 282 ، وفيات الاعيان : 3 / 373 ، معجم الادباء : 15 / 144 ) . ( 2 ) . حمدون بن اسماعيل النديم ، شاعر و از نديمان متوكل عباسى ، كه در سال 243 هجرى نديم او گرديد ، و سالها به منادمت خليفه پرداخت . ( اعلام الورى فيما نسب الى سامراء : 58 ) . ( 3 ) . زئير : نعره شير . ( 4 ) . در نسخه چاپى : شد . ( 5 ) . تبصص : تكان‌دادن حيوان دم خود را از جهت شادى يا ترس . ( لسان العرب : ماده بصص ) . ( 6 ) . در نسخهء چاپى : بر سر .