حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

477

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

قاسم كفت : يمكن كه اين قدر مال كه ازيشان كم فرمودى ، ايشان بپاى بايستند ، و رمقى در ايشان آيد ، به شرط آنك امير المؤمنين يكى را اختيار كند ، تا اين مال بقسط و نصيب و سويّت و عدالت قسمت كند ، تا قويّان بر ضعيفان ستم نكنند ، و اين مال كه امير المؤمنين بخشيده است ، از برآىء خود اختيار نكنند ، و مملكت همچنان خراب بماند . پس رشيد حسن بن تحتاح را اختيار كرد ، و او را سوكند داد بر آنك طلب عدل و انصاف كند ، و حقّ را اظهار نمايد ، و ظلم و جور و حيف و ميل روا ندارد ، و حسن از رشيد قبول نمود . پس حسن بفرمود ، تا اهل شهر جريبهآىء زمين عمارت ايشان نسخه كنند ، و بعرض رسانند . اهل شهر با خود كفتند كه صلاح آنست ، كه ما از جريبهاء ضيعتها ، بعضى به پيش حسن رفع كنيم . پس فكر و انديشه كردند ، و بقسط مال وظيفهء جريبهآىء زمينهآىء خود بعرض رسانيدند ، پس بهر جريبى از كندم و جو هفت درهم و دو دانك درهمى تعيين كرد . و پس از رشيد ، مأمون يك درهم ديكر كم كردانيد . پس چون اين قسمت وضيعه شد ، هيچ ضيعهء از ضيعتها نماند كه صلاحيّت مساحت پذيرفت . پس بضرورت ، وزراء و عمّال بعد از آن در باب امر خراج ، از مساحتها با ضمانات و مقاطعات عدول كردند . راوى كويد كه : أهل همدان و دينور ، با بعضى از خلفا بسبب كرانىء خراج خويش تظلّم كردند ، و شكايت نمودند ، [ كه ] ايشان [ را ] مخيّر كردانند . أهل همدان درخواه و التماس كردند ، كه از بقايا جهت ايشان هزار هزار درهم بيندازند . پس آن قوم كه بر ايشان مال سال كذشته مانده بود ، بذان بهرمند شدند ، و ديكران از آن محروم كشتند .