حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
467
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
سواد بصره و عراق - كه مثل بذيشان ميزنند در نشو و نمو ، و وفور ريع ، و كثرت ارتفاع ، و قوّة اسعار « 1 » - راجح و فآئق و زياده و افزونند . چون نامه بعلىّ بن عيسى رسيد ، او را از اين شغل عفو كرد ، و اين امر و شغل با خود كرفت ، و بر آن تدبير كرد ، و جنانج روزكار اقتضآىء آن مىكرد مقرّر كردانيد و دستور بست . و جون علىّ بن عيسى كفته باشد : با وجود آنك روزكار أمن و سلامت بوده ، و حمايت و رعايت سلطان در باب رعيّت شامل بوده ، كه پس از حلوان تا جبل مساحت نمىپذيرد ، و استقامت ندارد ، زيرا كه زمينهآىء آن در كوهها و رودخانها و دامان كوهها است ، و نى « 2 » و ذراع بر آن واقع نمىشوند ، و بر وجه تقدير و تخمين نمىتوان دانست . و هر آنج بذين مواضع بر سر كوهها رسته مىشود ، آب از عروق « 3 » زمين مىكشد ، و جون آفتاب بر آن مىتابد سوخته مىشود ، و ريع و ارتفاع آن نقصان مىپذيرد . و چنين كويند كه : حسن تحتاخ « 4 » - و او مردى شرّير « 5 » بوده است - وضآئع « 6 » نهاوند او
--> ( 1 ) . اسعار : جمع « سعر » به معناى قيمت و ارزش . ( 2 ) . مصنف چند نوبت هنگام يادكرد پيمودن و مساحت زمينهاى خراجى ، از كلمه ( نى ) همراه با ( ذراع ) ياد كرده است ، كه ظاهرا مقصود از ( نى ) وسيله و آلتى بوده است به طول معين كه در اندازهگيرى مساحت زمين از آن استفاده مىشده است . ( 3 ) . عروق : جمع « عرق » به معناى رگ و ريشه . ( 4 ) . در اصل : تختاخ ، او حسن تحتاخ طالقانى است ، كه مصنف تاريخ قم پيشتر در ( فصل دوم از باب اول ) ، ضمن نام كسانى كه قم را مساحت كرده و پيمودند از او ياد كرد ، و او در سال 189 هجرى از سوى هارون الرشيد براى تعيين مساحت زمينهاى قم ، و تعيين خراج آن بهمراه حمزة اشعرى از بغداد به قم آمد . ( 5 ) . شرير : صيغهء مبالغه « شر » به معناى انسان شرور . ( 6 ) . وضائع : جمع « وضيعه » به معناى قراردادن ، و در اينجا به معناى مقدار ماليات و خراج قرار داده شده مىباشد ، مصنف تاريخ قم در تعريف اين لفظ در ( باب دوم از فصل دوم ) مىگويد :