حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

464

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

برسيد ، در خراج نظر كرد ، و طسق « 1 » و رسومها و صرفها و تقويمات بأسر « 2 » كرفت ، بحسب آنج روزكار و وقت اقتضا مىكرد ، و حكم نكرد كه ابدا در جميع اوقات و ازمنه بر آن دستور باشد . و بشهرهآىء جبل عقد دستورات بست ، و قانون نهاد بر آنج زمان اقتضآىء آن مىنمود در تقويم و تقدير ، بسبب زيادتىء نرخها ، و كمىء آن ، و راوئى « 3 » غلّات ، و كسادى آن . بناحيت رى فرود آمد ، و رئيسان و كدخذايان رى ، هر آنج ميان او و ميان ايشان مقرّر شد اتفاق كردند ، و متابعت نمودند ، تا آنكاه كه ذكر صرف « 4 » درهم به نسبت با دنانير در ميان آمد ، و دستپارجهء « 5 » كه با خود داشت يك دينار در در كوشهء آن بسته بود ، آن دينار بركرفت و ببازار فرستاد تا به قيمت آن دراهم بستدند ، و ايشانرا بر آن قرار داد ، و او را بذان مدح كردند . و علىّ بن محمّد بن الفرات « 6 » - كه او را بعراق قاضى الكتّاب نام نهاده بودند - ، جون

--> خلافت عباسى ، كه در دوره خلافت المعتضد باللّه عباسى به وزارت رسيد ، و در سال 288 ه درگذشت . نگاه كنيد به : ( تاريخ طبرى ، حوادث سال 284 و 288 هجرى ) . ( 1 ) . خراج مقرر بر روى زمين را « طّسق » ( به فتح طاء و سكون سين ) گويند . ابن منظور آن را فارسى معرّب دانسته است ، گر چه نامى از آن در « المعرّب » جواليقى نيامده است . در لسان العرب آمده است : ( الطّسق : ما يوضع من الوظيفة على الجربان من الخراج المقرر على الأرض ، فارسى معرّب . . . و في « التهذيب » : الطّسق شبه الخراج له مقدار معلوم ، و ليس به عربى خالص . و الطّسق : مكيال معروف ) . ( 2 ) . بأسر : بطور كامل و تمام . ( 3 ) . كذا در اصل ، و احتمالا صحيح آن روائى بوده باشد ، چنان كه در نسخه چاپى آمده است ، به معناى فراوانى و وفور . ( 4 ) . صرف : بازگرداندن ، و يا تبديل نمودن از حالتى به حالت ديگر و از شىء به شى ديگر ، و نام « صرّافى » كه حرفه و شغل صرافان پول مىباشد برگرفته از اين ماده است . ( 5 ) . دستارجه : ( دستارچه ) مصغّر دستار يا دستار كوچك ، به معناى حوله ( لغت‌نامه دهخدا : ماده دستارجه ) . ( 6 ) . ابو الحسن ، على بن محمد بن الفرات ، از وزيران مشهور دوره دوم خلافت عباسى ، كه در