حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

454

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

بود . و هر فرسخ به ذراع مرسله « 1 » دوازده هزار كز باشد ، و به ذراع هاشميّه نه هزار گز . و هر فرسخى صد و پنجاه اشل « 2 » است . و هر هزار فرسخ ، بيست و دو هزار و پانصد جريب « 3 » زمين است ، چنانچ هزار ) « 4 » فرسخ دويست و بيست و پنج هزار جريب بود . و بسبب آجام « 5 » و إكام « 6 » و زمينهآىء شوره ، و جوئها و مواضع شهرها ، و ديهآىء مسكونه ، و ميان كوجها دو دانك بينداختند ، چنانج صد و پنجاه هزار جريب زمين بماند . بعد از آن يكنيمه از آن خراب و نامعمور قياس « 7 » كردند ، و يكنيمه آبادان ، كه مشتمل بود بر كروم « 8 » و باغات و بساتين و نخلستان و درختستان و عمارات دآئمه . جنانج بهر جريبى بر سبيل تخمين و تقريب ، دو درهم از خراج واقع « 9 » شده باشد ، و اين كمتر از عشرست . و اين بجز از خراج اهل ذمّت و صدقات و زكات است ، چه اين هر دو خارج وظيفهء

--> ( 1 ) . ؟ ، ظاهرا يكى از انواع اندازه‌گيرى مىباشد . ( 2 ) . أشل : يكى از واحدهاى قديم اندازه‌گيرى مساحت مىباشد ، جمع آن « الأشول » ، كه به گفتهء أنستاس مارى الكرملى ( المساعد : 1 / 236 ) كلمه‌اى است نبطى ( يكى از زبانهاى كهن كه در ميانه و شمال و مغرب عراق پيش از اسلام بدان سخن مىگفته‌اند ، و بعدها از ميان رفته است ) . مقدار اين واحد به گفته ( مصباح المنير ج 1 / 95 ) معادل ده قصبهء است ، كه هر ده ذراع يك قصبه مىباشد ، بنابراين هر أشل معادل يكصد ذراع مىباشد . ( 3 ) . جريب : يكى از واحدهاى اندازه‌گيرى مساحت در قديم بوده است ، و درباره مقدار آن اختلاف است ، فيّومى در مصباح المنير مىگويد : ( و يختلف مقدارها بحسب اصطلاح اهل الأقاليم ، كاختلافهم فى مقدار الرطل و الكيل و الذراع . . . ) . ( 4 ) . پايان افتادگى نسخهء اصل . ( 5 ) . آجام : جمع « أجمه » به معناى نيزار . ( 6 ) . إكام : صيغه جمع « أكمة » ، به معناى تپه سنگى . و در اصل : آكام آمده است . ( 7 ) . قياس : اندازه‌گيرى . ( 8 ) . كروم : جمع « كرم » به معناى تاكستان ، مو ، انگور . ( 9 ) . واقع‌شدن : كسركردن و كم‌شدن .