حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

449

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

روزى از روزها قباد « 1 » بطلب صيدى بر پشتهء بود ، اتّفاقا تنها از طرفى برفت ، نظر او بر بستانى پر از ميوه آمد ، زنى را ديد كه در آن بستان نان مىپخت ، و كودكى نزديك او ايستاده بود ، و زمان به زمان ميخواست كه دست بدان ميوه كشد ، و ( از آن ) « 2 » فرا گيرد ، و آن زن از آن منع ميكرد ، و باز ميزد . پس كودك ميگريست . چون زن با سر تنور مىآمد « 3 » ، ديگر باره پسرك قصد چيدن ميوه ميكرد ، زن ديگر بار ( تنور را ميگذاشت ، و پسر را ) « 4 » از آن منع ميكرد . چون قباد آن حالت را بديد ، از آن زن پرسيد كه : چرا تو كودك را از چيدن اين ميوه منع ميكنى ؟ زن گفت : اين ميوه ميان ما و ملك « 5 » مشتركست ، و ( صاحب ) « 6 » و عامل او اينجا حاضر نيست ، پس حلال نبود كودكان ما درين ميوه تصرّف كردن ، مادام كه « 7 » قسمت كرده نشود . قباد چون چنان ديد رحم كرد ، و آب در چشم آورد ، چون بموضع و مجلس بازآمد ، خواست ( كه بفرمايد كه ) « 8 » تا مقاسمت براندازند ، و خراج بجاى آن وضع كنند ، پس وفات يافت و اتّفاق نيفتاد . و بعد از آن كسرى انوشروان ملك « 9 » شد ، و خراج را بجاى آن وضع كرد - چنانچ

--> ( 1 ) . قباد يكم ساسانى ( 488 - 531 م ) . ( 2 ) . افزوده از چاپى . ( 3 ) . در نسخه چاپى : پس زن سر تنور گرديد ، چون ديگر باره . ( 4 ) . افزوده از چاپى . ( 5 ) . ملك : پادشاه . ( 6 ) . افزوده از چاپى . ( 7 ) . در نسخهء چاپى : تا . ( 8 ) . افزوده از چاپى . ( 9 ) . در نسخهء چاپى : مالك .