حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
439
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بود ، از آن چيزى ندهد ، مادام تا صد ديكر بر آن زياده نشده باشد « 1 » برين دستور . و حساب مىكنند تا عدد مال به آخر رسد ، چون از كوسفند و كاو آنج واجب شده باشد نيابند ، بل كه بالآىء آن يابند ، يا كمتر از آن ، آنج به قيمت و سال بالاتر باشد بدهند ، و تفاوت بازستانند . و اكر ساعى و عامل صدقه كمتر از حق خود بستاند ، صاحب مال آنج عامل بكذاشته باشد ، به خود برساند و تهاون « 2 » نكند . و صاحب مال جون خواهد كه از شتر و كاو زكات بدهد ، بايد كه هر كوسفند زاينده و نازاينده بشمرد ، و آنج بيكجا جمع بود تفرقه و پراكنده نكرداند ، و آنچ پراكنده باشد جمع نكند ، از خوف دادن زكات . و چون بيكديكر آميخته شده باشند بسويّت بازبيند ، و حساب كند . و به صدقه كوسفند يا كاوى كه خذاوند « 3 » عوار و عيب بود يا پير بود بندهد ، و نرسد صدقه كيرنده را كه چهارپآئى كه نتاج « 4 » آن نزديك بود فراكيرد ، و نپرورده ، و نه آنچ راعى « 5 »
--> ( 1 ) . در گوسفند 5 نصاب مىباشد : 1 - 40 گوسفند : يك گوسفند 2 - 121 گوسفند : دو گوسفند 3 - 201 گوسفند : 3 گوسفند 4 - 301 گوسفند : 4 گوسفند 5 - 400 گوسفند : در مقابل هر يكصد گوسفند يك گوسفند زكات مىباشد ، و اين دستور و قانون به همين ترتيب در افزايش گوسفندها جارى است ، و پس از تجاوز از 400 رأس ، تنها با رسيدن به صد يك رأس گوسفند گرفته مىشود ، مثلا اگر تعداد گوسفندان به 680 رأس رسيد ، تنها 6 رأس گوسفند زكات بر او مىباشد ، و 80 رأس تا هنگام تكميل و رسيدن آن به 100 از زكات معاف است . ( 2 ) . سستى . ( 3 ) . خداوند : داراى . عوار : نقص و عيب . ( 4 ) . نتاج : ( به كسر نون ) توليد ، كنايه از حمل و نزديكى زايمان . ( 5 ) . راعى : چوپان .