حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
434
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
« زمين عادى - يعنى زمينى كه قبل از فتح موات بود - از آن خذاى است ، و آن از آن شما است ، يعنى كه باقطاع بمردم دهند » . امّا شهرهآىء مسلمانان « 1 » : دو صنفاند : آبادان و خراب . زمينها و منازل آبادان : از آن صاحبش بود . و زمينهآىء خراب موات ، بر دو قسماند : يك قسم : آنست كه مردم مالك آن شوند ، و آن را زنده و معمور كردانند ، و بعد از آن خراب كردد ، و موات شود . اين زمين از آن خذاوندش بود ، و هيچ كس بىاذن و دستورى خذاوندش در آن تصرّف ننمايد ، و حكم زمينهآىء آبادان دارد . ديكر از زمين موات و خراب : زمينى است كه رسول عليه السّلم فرموده است : « من أحيا « 2 » ارضا مواتا فهى « 3 » له » « 4 » يعنى : هر كس كه زمين خراب و موات زنده و معمور كرداند ، آن زمين ازو بود . و احيآىء زمين آن بود ، كه تو زمين را كه در آن منازعى و مخاصمى نبود ، آن را در حوز و تصرّف خود آورى ، و آب به زحمت و دشخوارى بذان روانه كردانى ، و در آن عمارت و بنا نهى . و نشان احيآىء زمين چهاراند : دو ظاهر و دو باطن . امّا آنج ظاهراند : بنانهادن ، و درختنشاندن است . و آن دو كه باطناند : بر كرفتن جوى ، و كندن چاه است .
--> ( 1 ) . ادب الكتّاب : ص 213 . ( 2 ) . در اصل : أحيى . ( 3 ) . در تمامى نسخهها : ( فهو ) ضبط شده كه خطاست . ( 4 ) . اين حديث با ضبطهاى متفاوت - در عين وحدت معنى - روايت شده است ، ( نگاه كنيد به : كنز العمّال : ج 3 / 9052 ، 9089 ، 9091 ، 9048 ، 9059 ، 9090 ، 9092 و ج 6 / 15464 ) .