حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

432

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و اكر خواهد آن را فىء « 1 » كند ، و از آنجا نه خمس دهد و نه قسمت كند ، و بر كافّهء مسلمانان وقف باشد ، على كرور « 2 » الشّهور و الأعوام « 3 » ، جنانج عمر در ايّام خلافت خود كرده است ، جون مسلمانان در خلافت او سوادى « 4 » را فتح كردند ، كفتند : اين را ميان ما قسمت كن . عمر كفت : مسلمانانى كه پس از شما بيايند از آن ايشان چه بود ؟ ، و نيز مىترسم كه بسبب قسمت آنها « 5 » ميان شما بفساد انجامد ، پس آن ديار را بر أهل « 6 » آن سواد مقرّر داشت ، و بر سرهاى ايشان جزيه نهاد ، و بر زمينها خراج ، و مىستد . و راوى كويد كه : رسول خذا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باقطاع « 7 » بجمعى بدادى . و

--> كه امروزه به نام « وادى الشرائع » معروف است . در اين دشت در سال 8 هجرى جنگ مشهور به « جنگ حنين » ميان لشكريان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و قبيله هوازن و ثقيف رخ داد ، و اين آخرين جنگ و غزوه مهم و سرنوشت‌ساز در دوران زندگانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به شمار مىرود ، و در قرآن كريم به حوادث اين جنگ اشاره شده است . ( 1 ) . فيء : خراج و غنيمت جنگى . ( 2 ) . كرور : گذر و گذشتن و طىشدن . ( 3 ) . الشهور : جمع « شهر » ، ماه . أعوام : جمع « عام » ، سال . ( 4 ) . سواد : سياهى ، سرزمينى را گويند كه داراى درختان فراوان باشد ، كه معمولا زيادى سبزى درختان از دور سياه به نظر مىآيد ، از اين رو بدان سواد مىگويند . بخشهاى ميانى و جنوبى عراق كه ميان دو رودخانه دجله و فرات قرار دارند ، و سرزمين حاصلخيزى است ، و داراى نخلستانهاى فراوانى مىباشد را سواد گويند . ( 5 ) . در اصل : آبها . ( 6 ) . اهل آن سواد ، همان كافرانى ذمّى بوده‌اند ، كه با دولت اسلامى بر دادن جزيهء و خراج صلح كردند . ( 7 ) . اقطاع : يا قطيعه ، زمينهاى دولتى را گويند كه از سوى حاكم و سلطان به شخص يا اشخاصى واگذار مىشود .