حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
382
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
دست و تحت اليد و قبض او آيد ، از وجوه اموال ، بعهدهء ايشان بود ، و برين [ قياس ] « 1 » بريشان عقد نامها مىنوشتند ، و مىنهادند ، و بر آن كواه مىكرفتند . و من از آن « 2 » عقدنامها نسخهء يافتم در بعضى از « دفاتر قديمهء عتيقه » « 3 » ، و آن اينست : « هذا كتاب لعبد اللّه « 4 » جعفر « 5 » ، الامام ، المقتدر باللّه امير المؤمنين ، أطال اللّه بقائه ، كتبه له من وقّع بخطه فيه ، و أشهد على نفسه في هذا الكتاب ، من أهل الخراج بكورة قمّ ، العرب منهم و أبنآء العجم : أنّ فلان بن فلان ، عامل امير المؤمنين على اعمال الخراج و الضّياع ، لسنة كذا ، و بقايا ما قبلها ، طالبنا باقامة جهبذ تجرى على يده اموال الخراج و الضّياع ، و ما يجرى معهما بقمّ ، اذا « 6 » كان الرّسم جاريا علينا بذلك ، و علينا يجب اقامة الجهبذ ، و ضمانه بنفسه ، و بصحّة ما يجري على يده ، فاخترنا لذلك فلان بن فلان الجهبذ ، و نصبناه جهبذا ، تجري
--> ( 1 ) . افزوده از نسخهء چاپى . ( 2 ) . در نسخة چاپى : و من از عقدنامها نسخهاى . ( 3 ) . در « كتابشناسى آثار مربوط به قم : ص 24 » درباره مصادر و منابع تدوين تاريخ قم آمده است كه : برخى ديگر دفاتر حساب و اسناد ديوان قم بوده كه او در دوره حكومت برادر خويش بر اين شهر از آن بهره برده ، و بسيار جاها در متن كتاب - بخصوص در باب دوم - بدان استناد مىجويد ، از اين جمله : بعضى از دفاتر عتيقهء قديمه كه « عقدنامه جهبذ به قم » در آن بوده است . ( 4 ) . در اصل و در تمامى نسخهها ( عبد اللّه بن جعفر ) ، ليكن خطا است ، و صحيح آن « عبد اللّه جعفر » بدون كلمه ( بن ) ميان دو نام مىباشد ، زيرا اين تعهدنامه براى خليفه نوشته شده است نه فرزند او ، و خليفه جعفر بن احمد بن طلحه المقتدر باللّه عباسى است ، كه معمولا ديوانيان و كاتبان در آغاز از او با عبد اللّه ( - بنده خدا ) جعفر ياد مىكنند . ( 5 ) . أبو الفضل جعفر بن احمد بن طلحه ملقب به المقتدر باللّه عباسى ، شانزدهمين خليفه عباسى كه از سال 295 هجرى تا هنگام ترور در سال 320 هجرى خليفه بود . ( 6 ) . كذا در اصل و ديگر نسخهها ، و صحيح آن « اذ » است ، همانگونه كه با ترجمه فارسى آن نيز مطابقت دارد .