حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

330

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

باقى بعد از اين : دو هزار هزار ، و نهصد هزار ، و هشتاد و شش هزار ، و پانصد درهم ، و چهار دانك درهمى . قيمت آن از زر سرخ طلا بهر دو مصارفه - كه رسم قم بذان جارى بوده است ، جنانج بعد از اين مىآيد - : صد و هفتاد و شش هزار و جهارصد و هفده دينار ، و دو دانك دينار طلا . و هر جا كه اضافت عدد با درهم كنند ، مراد از آن نقره بود . و جون اضافت با دينار كنند ، مراد از آن يك مثقال طلا بود ؛ از آن جمله : قيمت باقى از خاصّهء وظيفهء خراج قم - جون آنج از اصفاهان با آن نقل كرده‌اند ضم نكنيم - و آن دو هزار هزار ، و نهصد و سى پنجهزار ، و هشتصد و هفتاد و هفت درهم ، و دانكى نيم درهمى است . از زر سرخ طلا : صد و هفتاد و دو هزار ، و ششصد و نود و هشت دينار و جهار دانك دينارى . مصارفهء : هر هفده درهم بدينارى . قيمت : پنجاه هزار و هشتصد و بيست و سه درهم و چهار دانك درهمى ، كه از اصفاهان با مال قم ضمّ و جمع كرده‌اند ، بمصارفهء هر سيزده درهم و چهار دانك درهمى ، بيك مثقال طلا ، سهزار و هفتصد و هيجده دينار و نيمدانك و عشر دينارى . و مبلغ مال كفايت در مال قمّى خاصّهء - غير از مال منقول از اصباهان ، كه كفايت آن داخل آنست - يعنى كفايت در صد و هفتاد و دو هزار ، و ششصد و نود و هشت دينار ، و چهار دانك دينارى ، در هر هزار دينار ، بيست و پنج دينار ، چنانج مجموع ، جهار هزار و ششصد و هجده دينار و دو دانك و ستسو دينارى باشد . پس معلوم شد كه قيمت مال وظيفهء خراج قم ، با كفايت آن از زر سرخ ، صد و هشتاد هزار و هفتصد و سى و جهار دينار است . بعد از آن وضع كردند ازين جملهء ، آنج واجب و لابد بود وضع كردن آن از مالهآى