حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

305

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

حال خود بكذارد ، و همچنين هر جه كم از شش كز بود ، مثلا كويند : اين زمين چند جريب ، و چند قفيز ، و چند عشير ، و چند باب ، و ثلث يا نصف يا سدس باب است » . و در كتاب همدانى « 1 » ياد كرده‌اند ، كه : « جون درخت جوز « 2 » بيخ آن در زمين كشيده شود ، بحيثيّتى كه باب مساحت بر آن دآئر كردد ، و مقدار طول آن يك باب بود ، آن درخت را اصل كيرند . و أبو بكر بن عبد الرّحيم كفته است ، كه : چون بيخ درخت جوز يكقامت مرد كشيده بود ، آن درخت را اصل و خيار كويند ، و دو درهم مال آن بود . و جون بيخ آن درخت جهار دانك يا بى - يعنى چهار كز كشيده شود ، و بباب نرسد - آن درخت ميانهء بود ، و مال آن درهمى و دو دانك درهمى بود . و جون دو دانك بابى كشيده شود ، يا زياده‌تر ، و بجهار دانك باب نرسد ، آن درخت دون بود . و فروتر جهار دانك درهمى لازم شود . و درختان جوز ، جون ايشانرا فروع و شاخ نباشد ، و آن درختانرا باصطلاح « 3 » طاقات كويند ، و بهر هشت طاق درهمى لازم شود .

--> ( 1 ) . ابو على كاتب ، عبد الرحمن بن عيسى بن حمّاد همدانى ( ح 255 - 327 ق ) مكنّى به أبو على كاتب ، كه نسبت كتابت براى او از امير بكر بن عبد العزيز عجلى كرجى ( ح 270 - 285 ق ) آمده است . وى تاريخ‌دان و زبانشناس و شاعرى برجسته بود ، از تأليفات او « كتاب همدان » است كه نخستين تك‌نگارى مفرد و مستقل درباره شهر همدان و حومه است ، كه بر جاى نمانده است . اين كتاب يكى از منابع مصنف در تدوين تاريخ قم مىباشد ، كه در هفت جا از آن نقل قول مىكند . ( 2 ) . جوز : گردو . ( 3 ) . در اصل : باصلاح .