حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
302
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و از هر ده سر از اهل ذمّت - كه ايشان جهودان و ترساياناند - دو درهم . و بهر سى حوض دوشاب « 1 » يكدرهم . ديكر : مسّاح مىبايد كه از كردو « 2 » و باغ بيرون نيايد ، تا برزيكر و معمار با ارباب حاضر نشوند و نبينند ، و بعد از آن آنج بر آن موضع و زمين مقرّر شود ، بحضور ايشان بنويسد ، و جون نوشته باشد ، به مهر خود و خذاوند ملك مهر كند ، و بعد از آن بعرض رساند . و جون معابر بذين مواضع كه مساحت كرده باشد ، جون از ده يكى را كذاشته باشند ، آن را حساب نكند ، و آن مواضع كه فراموش كرده باشند ، و بعد از مساحت و عبرت « 3 » معلوم شود ، از آن عشر خراج بستاند ، كه اين بغايت مباركست ، و بفال داشتهاند . و قرى « 4 » و مواضعى كه بعد از مساحت استحداث كرده باشند ، و ايشانرا مالى معيّن مذكور نبود ، آن ديها را بر ديهآى آن ناحيت قياس نمايند و حساب كنند » . و أبو بكر ، محمّد بن يحيىء صولي « 5 » ، در « كتاب » « 6 » آورده است ، كه :
--> ( 1 ) . دوشاب : پر آب . ( 2 ) . كذا در اصل و ديگر نسخهها و نسخه چاپى ، ليكن احتمالا خطا باشد و صحيح آن كرود است كه جمع كرادة به معناى زمينى كه با دستگاه ( از رودخانه يا چاه ) آبيارى مىشود . و شايد ضبط صحيح آن « كردر » باشد كه در صحاح الفرس آمده است : كردر : زمينى پشته پشته و دره و كوه باشد . ( 3 ) . كلمه « عبرت » در اينجا بر خلاف معناى واقعى خود استعمال شده ، و مجازا به معناى عبور از چيزى و به حساب نياوردن آن است . ( 4 ) . قراء يا قرى : جمع « قريه » است به معناى روستا . ( 5 ) . أبو بكر محمد بن يحيى بن عبد اللّه ( يا عباس ) الشطرنجى ، از شاعران و اديبان و ظريفان قرن سوم و چهارم هجرى . او از نديمان چند خليفه عباسى بود ، و يكى از كتاببازان معروف بغداد بشمار مىرفت ، اشعارى چند در مدح أهل البيت عليهم السلام سرود ، و در سال 336 در حالت اختفاء در بصره درگذشت ، و علت اختفاء او را روايت خبرى در فضيلت امير المؤمنين عليه السلام دانستهاند . صولى يكى از منابع تدوين كتاب تاريخ قم بشمار مىرود ، و مصنف از دو كتاب او يكى « الكتاب » يا « ادب الكتاب » و ديگرى « تاريخ صولى » اطلاعات تاريخى نقل كرده است . ( 6 ) . در « كتابشناسى آثار مربوط به قم » ص 19 آمده است : ( كتاب « الكتاب » أبو بكر محمد بن