حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
284
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
خوانند - و بذان معروف و مشهور است - به دو داد ، حمزه با قم معاودت « 1 » نمود ، و قم را مساحت كرد و بپيمود . و كويند كه : درين سال مساحت واقع نشد ، و حمزه بر آنج دستور خراج اصفاهان از خراج قم ناطق بود اختصار « 2 » كرد ، و مال ضيعتهآئى كه از ديكر شهرها با حوز « 3 » قم گرفته بودند ، با خراج قم اضافت كرد . و اين ذارع « 4 » رشيديّه كه ياد كرديم ، آن ذراع است كه بعاصميّه معروفست ، عبد اللّه بن كوشيد - عامل اصفاهان - آن را با براذر خود عاصم بن كوشيد بقم فرستاد ، پيش از آنك قم را كوره و شهر كردانيده بودند « 5 » ، تا قم را مساحت كند و بپيمايد ، اهل قم او را بكشتند . و كويند كه : او را از برآى آن بقم فرستاده بود ، تا بقايآى سالهآى گذشته ، كه آن را موانيد « 6 » ميخوانند - و رشيد بذان عمّال را مطالبت مىنمود - تا استيفاى آن نمايد و بستاند . پس اهل قم فرمان نبردند ، و او را بكشتند . و نيز كفتهاند كه : اين ذراع رشيديّه - كه حمزه بقم آورد - غير ذراع عاصميّه است ، اين جذاست و آن تنها . مساحت دؤم : مساحت عامر بن عمران بن عبد اللّه أشعرى است :
--> ( 1 ) . بازگشتن . ( 2 ) . در أصل « اختصار » آمده است كه ظاهرا خطاست ، و صحيح آن « اقتصار » بايد باشد ، بمعنى بسنده و اكتفاكردن ، كه همو مقصود مصنف است . ( 3 ) . يعنى جزو حوزه مالياتى شهر قم قرار داشتند . ( 4 ) . وسيله اندازهگيرى . ( 5 ) . يعنى پيش از سال 189 هجرى ، زيرا در اين سال خليفه عباسى هارون الرشيد خواهش حمزه ابن اليسع أشعرى را اجابت نمود ، و شهر قم را كوره مستقل قرار داد ، و آن را از اصفهان جدا نموده ، و براى آن ديوان جداگانهاى تشكيل داد . ( 6 ) . احتمالا جمع غير قياسى كلمه ( مانده ) فارسى .