حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
266
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
حديث كرد و كفت ، كه از ابو وآئل بن داود شنيدم ، و او از عبد اللّه اللّيثى ، كه او كفت : حديث كرد مرا ثابت بنانى « 1 » ، از أنس [ بن ] مالك ، كه او كفت كه : « من روزى بنزديك پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله نشسته بودم ، ناكاه امير المؤمنين على عليه السّلم درآمد ، پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را كفت : به من آى يا أبا الحسن ، و در بر گرفت او را ، و ميانهء هر دو چشم مبارك او بوسه نهاد ، پس فرمود : يا على ! حقّ عزّ اسمه ، ولايت و محبّت و دوستى تو بر مجموع آسمانها و زمينها عرض كرد ، آسمان هفتم سبقت كرفت بولايت تو ، حقّ تعالى آن را بعرش كرامت كرد ، و محلّ عرش كردانيد ، و بعد از آن آسمان چهارم سبقت كرفت بولايت تو ، حقّ سبحانه و تعالى آن را ببيت المعمور مشرف و مكّرم كردانيد ، و بعد از آن آسمان دنيا ، پس حقّ سبحانه و تعالى آن را بذين قناديل درفشنده ، و مصابيح درخشنده ، مزيّن و مكرّم كردانيد ، و زمين مدينه را بقبولكردن ولايت و محبّت تو ، آن را بوجود من مكرّم كردانيد ، و كوفه را بوجود و حضور تو ، و بعد از آن زمين قم سبقت كرفت ، و ولايت و محبّت تو قبول كرد ، حقّ عزّ اسمه آن را به عرب كرامت كرد ، و درى از درهآى بهشت بر آن كشاده كردانيد » « 2 » . و هم از وى روايتست ، كه او كفت : حديث كرد مرا محمد ابن قتيبهء همدانى ، و حسن بن على كمشارجانى « 3 » ، و كفتند : حديث كرد ما را علىّ بن نعمان ، از أبى الأكراد على بن ميمون صائغ ، كه او كفت كه : از أبى عبد اللّه شنيدم ، كه او فرمود كه :
--> ( 1 ) . در نسخهء اصل ( تبانىّ ) ضبط شده است ، و بنابر آنچه در پاورقى « بحار الانوار : 60 / 212 » آمده در بسيارى از نسخهها ( ثابتة الشبانى ) و در برخى ديگر ( ثابت النباتى ) ضبط شده ، و ظاهرا صحيح آن ( بنانى ) است ، و او ثابت بن أسلم البنانى ( به ضم ) است كه به بنانه - يعنى بنى سعد بن لؤي - منسوب است كه از أنس بن مالك روايت مىكند . ( 2 ) . اين روايت را علامه مجلسى در « بحار الانوار : 60 / 212 » به همين سند به نقل از تاريخ قم آورده است . ( 3 ) . ضبط اين نام در « بحار الانوار : 60 / 212 » الحسن بن على الكشمارجانىّ مىباشد .