حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

250

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

« ذكر بعضى از آتشكذهآى ناحيت قم » چنين كويد همدانى در كتاب خود ، كه : « [ در ] ديهء از ديهآى قم ، نام آن مزدجان « 1 » ، آتشكذهء كهنه و ديرينه بوده است ، و در اين آتشكذه آتش آذرجشنسف « 2 » بوده است ، و اين آتش از جملهء آتشهائى بوده كه مجوس در وصف و حقّ آن غلوّ كرده‌اند ، مثل : آتش آذرخرّه ، و آن آتش جمشيدست ، و اوّلين آتشهاست . ديكر : آتش ماجشنسف ، كه آن آتش كيخسره است . و مجوس درين هر سه آتش غلوّ كرده‌اند ، بحيثيّتى « 3 » كه عقول و اوهام از وصف و ضبط آن قاصراند ، مثل آنك روايتست كه مجوس كفته‌اند كه : با زردشت « 4 » ملكى « 5 » بود ، و زردشت بنزديك بشتاسف شهادت مىآورد ، و كواهى مىداد بذانك آن ملك رسول است ، و پس از مدّتى آتش گشت . فامّا آتش جم : بجانب آزرم « 6 » بود ، انوشروان آن را بكاريان « 7 » - بناحيت فارس - نقل

--> ( 1 ) . مزدجان يا مزديجان ، يكى از چند روستا و آبادى تشكيل دهنده شهر قم در قرن نخست هجرى مىباشد ، اين روستا در مغرب شهر و رودخانه واقع بوده است ، و امروزه بخش شاه جعفر كه به موازات خيابان امام ( از سمت جنوب در جهت شرق به غرب ) است را تشكيل مىدهد . ( 2 ) . معرّب « آذرگشنسب » ، اين آتش كهن منسوب به كيخسرو / كيخسره ملك بوده ، اما مخصوص طبقه رزميان و سپاهيان ، و در آتشكده مشهور « فردجان » همدان قرار داشته است . ( همدان‌نامه : ص 33 ) . ( 3 ) . به گونه‌اى كه . ( 4 ) . مقصود زرتشت پيامبر مجوسيان است . ( 5 ) . ملك : فرشته . ( 6 ) . آزرم يا آزرمى دخت اسد آباد ، كه جايگاه آن پيش از گردنه مشهور اسدآباد بوده است ( همدان نامه : ص 427 ) . ( 7 ) . استاد پرويز اذكائى در ( همدان‌نامه : 30 - 33 ) تحقيق عالمانه و گسترده‌اى درباره ريشه كلمه