حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
245
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و يك نيمه ايوبيّه ، و باتفاق يكديكر زمينهآى بسيار از ديهء هرمز فنهاباد ، و دشت نوح ، و كوبالاباد بخريدند ، و با آن اضافت كردند . و همجنين بعضى از زمين ورزنهء ايّوب ، و بعد از آن طريز ناهيد را بر هفتاد و نه سهم و نصف سهمى نهادند ، و از جملهء كبار ضياع گشت » . هرمز فنهاباد : اين ديه را بنام هرمز فنّه بن جرجين بن ميلاذ بن جرجين نام كردهاند . وراباد « 1 » : اين ديه را وار بن ميلا [ ذ ] بنا كرده است ، بنام خود . وهلمان : اين ديه را وهلمان بن برزين بن جرجين بنا كرده است . زرجرد : اين ديه بنام زر بن هرمز بن اذان بن جرجين بنا كرديده است . شابستانان : اين ديه يكى از أكاسره بنا كرده است ، و باقطاع ببعضى از خدمتكاران و خواجهسرايان خود داده . و خايه كشيده « 2 » را به زبان عجم شابستام كويند . پس اين ديه بذيشان باز ميخوانند . جرجنبان : از ساوهء همدانست . از برقى روايتست كه : « اين ديه را از بهر آن بذين نام كردهاند ، كه مردى بچشمهء كه بر پس ساوه است فرود آمد ، و چاشت مىخورد ، و انبانى پر از نان و پنير با خود داشت ، جون طعام بخورد برخاست ، و بكنار جشمه آمد تا آب خورد ، كركى از پس او درآمد ، و انبان نان و پنير برگرفت و برفت ، آن مرد در پى او مىدويد ، و ميكفت كه : كرك انبان برد ، پس اين ديه را نام جرجنبان كردند » ، و اللّه اعلم . * * *
--> ( 1 ) . در نسخة چاپى : واراباد ، كه ظاهرا با توجه به نام سازنده آن همين صحيح است . ( 2 ) . يعنى برده اختهشده .