حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
241
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
كمج « 1 » : كى بن ميلاد « 2 » اين ديه را بنام خود بنا كرده است . جونجران « 3 » : جانانبهء بن ميلاد آن را بنا كرده است ، و كونغران نام نهاده است ، و سبب آن بوده كه از مردم اين ناحيت و مذهب ايشان ميپرسيدند ، و امتحان مىكردند ، و به زبان عجم مىكفتند : جون ايران ؟ يعنى : اهل اين موضع ، جه دين و جه مذهب دارند ؟ پس از اين جهت ، اين ديه را بذين لفظ نام نهادند . طرخران : اين ديه كيخسره بنا كرده است ، و بذين ديه دوابّ « 4 » او مىچريدند ، بذين سبب ترخران نام نهادند ، پس بمرور ايّام گفتند طرخران . خسرهاباد « 5 » : اين ديه را كيخسره بنا كرده است ، و بنام خود نام نهاده . و كويند كه : كسرى پرويز بنا كرده است ، و روايت اوّل صحيحترست .
--> ( 1 ) . در دو جاى ديگر از تاريخ قم اين نام تكرار شده است ، نخست در آغاز ( فصل ششم ) آمده است : ( ديگر از رستاقهاى قم ، رستاق قهستان است ، و آن چهل و دو ديه است ، و كمج كه در ايام القديم بوده و مندرس شده از آن جمله است ) ، و ديگر بار هنگام يادكرد رستاقهاى قم آمده است ، كه : ( كمج : كى بن ميلاد آن را به نام خود بنا كرده است ، و اليوم مندرس است ) . لازم به يادآورى است كه كمج علاوه بر آن كه نام اين ديه مىباشد ، نام كهن قبل از تعريب قم نيز مىباشد ، و ضبط آن به سه صورت آمده است : كمج ( به فتح كاف و كسر ميم ) ، يا كمج ( به ضم كاف و كسر ميم ) ، يا كميج ، و كم يعنى قم ، و جيم در جايگاه ياء نسبت است ، و كمج يعنى قمى ، علاوه بر آن كه زبان قمى كهن را نيز « كمج » مىگفتهاند . ( فارسى قمى : مقدمه ) . ( 2 ) . خاندان ميلاد ( يا مهرداد يا ميترادات ) يكى از چهار خاندان پارتى اشكانى حاكم در مغرب ايران ، كه تعدادى از روستاهاى ميان قم - ساوه - همدان را ساخته يا آباد كردهاند ، و بعضا به نام آنها مشهور است . ( 3 ) . از روستاهاى شق آبه و ميلاذجرد است ، كه در مغرب قم ، ميان قم - ساوه قرار داشته . ( 4 ) . دواب ، جمع دابّه ، چهارپا ، بويژه درازگوش . ( 5 ) . خسرهاباد يا خسرهآباد كه صحيح آن خسروآباد يا خسروجرد بايد بوده باشد ، از روستاهاى ساوه ، كه مصنف تاريخ قم نام آن را هنگام ذكر خراج روستاهاى ساوه ياد خواهد كرد .