حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
239
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
سيل واقع شده بود ، و به زبان عجم تغارود بود . و بعضى ديكر كويند ، كه : معنى آن به زبان عجم ته خرّه است ، بسبب آنك جون اين موضع را بنا كردند ، اهل طخرود بر بانىء آن ببركت و خير دعا كردند ، و كفتند : به تو خرّه باد ، يعنى بر تو مبارك باد . راوى كويد ، كه : در اوّل اسلام چهار هزار سوار را ، با ديكر خدمتكاران باسفندهان « 1 » بكشتند ، و هيچكس ازيشان جان بسلامت نبرد ، الّا يكمرد . و اين جهار هزار سوار از طخرود بيرون آمدند ، و با هر سوارى خادمى و سيئسى « 2 » و خبّازى « 3 » و طبّاخى بود ، و بجنك مسلمانان آمده بودند بناحيت نهاوند . و بعضى ديكر كويند ، كه : بادان « 4 » صاحب يمن « 5 » از اهل طخرود بوده است ، و سراها
--> ( 1 ) . ظاهرا اسفندهان همان روستاى اسفندان نهاوند است ، شهرستان نهاوند در 50 كيلومترى جنوب همدان قرار دارد ، و از شهرهاى دوره ساسانى بشمار مىرفته است ، و داراى سه رستاق بوده است كه يكى از آنها رستاق اسفندان يا اسفندهان بوده ، و در اين رستاق در جنگ نهاوند ( در سال 21 ه ) كه به « فتح الفتوح » مشهور است ، چهار هزار نفر از سربازان گسيل شده از منطقه طخرود قم در مصاف با لشكريان مسلمان كشته شدند . ( همداننامه : 112 ، بلدان الخلافة الشرقية : 232 ترجمه عربى ) . ( 2 ) . مهتر اسب . ( 3 ) . نانوا . ( 4 ) . در دوران ساسانى شمال و جنوب عربستان ، يعنى سرزمين « حيرهء » در شمال و « يمن » در جنوب ، جزو قلمرو فرمانروايى شاهان ايران بود ، و جزو مستعمرات آنان بشمار مىآمد ، و فرمانروايان آن از دو خاندان ايرانى بودند كه در آنجا حكومت مىكردند . فرمانرواى يمن از خاندان « باذان » بود ، بادان ، يا باذان يا « باذام » بن مهران ( يا ساسان ) بن جرون است ، او پس از آن كه خسرو پرويز ( 590 - 628 م ) خرّه خسرو ( امير يمن ) را بر كنار كرد ، در حدود سال 600 م امير يمن گرديد ، كه پس از « وهرز » ديلمى تا ظهور اسلام در صنعاء فرمانروا بود ، و گويند اسلام آورد ( حدود سال 10 ه ) ، و پس از درگذشت او بنا به روايتى فرزندش « شهر بن باذان » به حكومت يمن رسيد ( تاريخ ايرانيان و عربها ، نولد كه : ص 242 ، 363 ، 398 ، 411 ، 519 ، تجارب الامم : ج 1 / 156 ، فتوح البلدان : 115 ، همدان نامه : 84 و 85 ) . ( 5 ) . صاحب يمن ، كناية از والى و فرمانروا است .